تاريخ : پنجشنبه یازدهم فروردین 1390 | | نویسنده : khavari

کوهدشت را بیشتر بشناسیم

این نوشته ها صرفا برای شروع یک کار بزرگ است عزیزانی که اطلاعات بیشتری دارند

 می توانند با این ایمیل(omid_arezo27@yahoo.com)مکاتبه و محبت خودرا دریغ نورزند

 منتظر شماهستیم ؟

 طوایف معروف این شهرستان عبارتنداز:

سوری وامرایی(غضنفری)، ،ایتیوندواولادقباد ، نورعلی (رشیدیها و سرتیپ نیا...)و میربگ ، سادات حسینی؛ آزادبخت ، رشنو، گراوند(عباسی... )، چواری ، اهل حق بلوران ، عبدولی ، چارقلا - خوشناموند- قرعلیوند- سوری لکی -خلیفه- کوشکی(احمدی...) -کونانی -  درویش- ضرونی -شاهیوند -شیرآوند -آدینه وند- یاری بگ - طولابی - مهکی - گرمی (سلیمی ها...)و...می باشند

گویش مردم کوهدشت اکثریت  لکی و گویش طوایف سوری و عبدولی و چارقلا و... لری است

 درمورد طوایف کوهدشت بیشتر خواهیم نوشت ودرنظر است با توضیحات درمورد آداب وسنت های این طوایف هم آشنا شویم.

ضرونی: نام طایفه‌ای در جنوب کوهدشت لرستان در ایران است. زبان این طایفه لری و شامل ۷ روستا می‌باشد. اسامی روستاها عبارت‌اند از:

  1. پشت باغ
  2. سرچشمه
  3. کره
  4. انبار
  5. میانرود(قنبربگ)
  6. گنجینه
  7. پریان ضرونی

فاصلهٔ نزدیکترین قریهٔ آنها(سرچشمه) به کوهدشت تقریباً ۱۲ کیلومتر و دورترین ۱۸ کیلومتر می‌باشد.

کشاورزی جو، گندم، ذرت و برنج در آن معمول است.

http://fa.wikipedia.org

 ادامه دارد....

توجه:این پست عیناً از ویکی پدیا کپی شده و نشر آن هرگز به معنی تایید یا عدم تایید صحت محتوی توسط "کوهدشت از گذشته تا حال"نمی باشد!

هدف ، شناخت از تعریفی است که این دانشنامه ی آزاد از شهر ما - کوهدشت - در معرض دید جهانیان قرار داده است.

پس شایسته است بعد از مطالعه ی کامل ، نسبت به اصلاح یا اضافه کردن اطلاعاتی که به نظرتان احیاناً توسط ویکی پدیا راجع به کوهدشت مان از قلم افتاده در  این صفحه اقدام کنید.

لازم به ذکراست کلماتی که روی آن کلیک می شود اما  The page cannot be found

را نشان میدهد نیازمند اضافه کردن اطلاعات از سوی شماست...

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کوهدَشت

شهری است در غرب استان لرستان. این شهر مرکز شهرستان کوهدشت است. این شهرستان با ‪ ۲۱۱٬۸۸۶‬نفر جمعیت سومین شهرستان استان لرستان، پس از خرم آباد و بروجرد است. کوهدشت در فاصله ‪ ۹۴‬کیلومتری جنوب غرب خرم‌آباد واقع شده است. دارای آب و هوای معتدل کوهستانی با تابستانهای گرم است. مردم آن با لهجه لری و زبان لکی گفتگو می‌کنند.

پرونده:Kohdasht lorestan iran.JPG

پیشینه

اگر چه شهر جدید کوهدشت حاصل اسکان عشایر در دوره رضاخان است اما بنا بر روایات تاریخی از حمدالله مستوفی و سایرین به نظر می‌رسد که در سالیان دور در این منطقه شهری باشکوه دایر بوده است.

آثار تاریخی و جاهای دیدنی :

معبد سرخ دم لکی منطقه‌ای تاریخی در شش کیلومتری شمال غربی کوهدشت است که در دامنه کوه چنگری

قرار دارد. از این منطقه تاریخی که یک هکتار وسعت دارد آثار و اشیای تاریخی متعددی از دوره تاریخی نخست هزاره یکم قبل از میلاد بدست آمده است. کارشناسان با تحقیق و مطالعه‌روی اشیاء و آثار بدست آمده دریافتند که منطقه سرخ دم لکی پایتخت پادشاهی به نام"آل پی" بوده که به صورت مستقل حکومت می‌کرده است.

غار میر ملاس در کوه سرسورین و در فاصله ‪ ۲۰‬کیلومتری شهر کوهدشت واقع است. به گفته مورخان، این غار نخستین سکونتگاه انسان و آغازگرتاریخ مدون بشری است زیرا نقاشی‌های حک شده روی دیواره آن کهن‌ترین آثاری است که انسانهای اولیه تاکنون از خود به یادگار گذاشته‌اند.

نقوش صخره‌ای هومیان بر روی غاری در شمال شهرستان کوهدشت و در شمال غرب استان لرستان نقش بسته اند. اطلاعات دقیقی از زمان ایجاد این نقوش در دست نیست اما احتمال می رود مربوط به دوره پارینه سنگی باشند.

چشم اندازهای زیبای طبیعی شهرستان کوهدشت تنگه‌شیرز که به لحاظ زیباییهای طبیعی از آن به عنوان نگین سبز لرستان نام می‌برند.[نیازمند منبع] این تنگه بکر و دست نخورده در ‪ ۴۰‬کیلومتری شمال غربی کوهدشت و در کنار رودخانه سیمره واقع است.

حرم امامزاده محمد(ع) در حاشیه رودخانه سیمره واقع شده است

مقبره داودرشید، قلعه"سیله"مربوط به دوره اشکانیان، قلعه "جق" مربوط به دوران قبل از اسلام، قلعه منیژه و غارهای باستانی میرملاس، برد سفید، همیان، مناره خسروآباد، دژ "زلال‌انگیز" و کاخ ساسانی از دیگر مناطق دیدنی شهرستان کوهدشت لرستان است.

امامزاده ابوالوفاء:در 25 ‪کیلومتری شمال کوهدشت می‌باشد سید محمد ابوالوفاءفرزند زید و زید نیز فرزند زین العابدین می‌باشد این امامزاده داری قدرت فوق العاده بوده و شفاء بخشی او زبانزد خاص و عام بوده و دیگر امکانات و جاذبه‌های تفریحی و سیاحتی و زیارتی که در این روستا وجود دارد باعث شده که هموطنان استقبال پرشوری داشته باشند. البته این امامزاده بزرگوار باعث خیر و برکت در این روستا شده که به عقیده خیلی‌ها اگر این امامزاده نبود این روستا خرابه ای بیش نبود مردم این روستا مردمی خون گرم و مهمان نواز بوده و مردم این روستا ساده زیستی را به هر چیز دیگر ترجیح می دهند

مردم‌شناسی و زبان

مذهب مردمان این شهر شیعه است و تعداد بسیار محدودی نیز پیرو آیین یارسان هستند. از حیث طایفه و تیره‌های موجود در این شهرستان تنوع فراوانی وجود دارد که با گویش‌های مختلف لری و لکی تکلم می کنند.طوایف معروف این شهرستان امرایی، ایتیوند، گراوند،نورعلی ،سادات حسینی؛ ازادبخت و... می باشند.

لکی گویش طوایف لَک است. برخی از طوایف کوهدشت در مناطق دیگر نیز زندگی می کنند.مثلا عده ی زیادی از طایفه ایتیوند در شهرستانهای نورآبادوهرسین و کنگاور و کرمانشاه و...زندگی میکنند.

منبع: ندای لرستان

پرونده:Kohdasht lorestan iran.JPG

طایفه دریکوند

  .    دریکوند :

از طوایفی چون :  . شورابی *  . زینی وند  .  کرفوند    . نجفوند    . یاقه وند    . میر    .  ساتیاروند   .  شلووند     .  گلالوند و ......         تشکیل شده

 * شورابی :به گفته بعضی از بزرگان این طایفه ، ابتدا در منطقه رباط نمکی خرم اباد سکونت داشته اند ولی به مرور به جاهای دیگری نقل مکان کرده اند .

در زمانهای گذشته افراد این طایفه شغل اصلیشان دامپروری بوده و به صورت عشایر کوچ رو زندگی می کردند ، در فصل سرد در اطراف پلدختر ( تخته چان ) و در فصل گرم  در مناطق کوهستانی ( حومه خرم اباد ) سکنی می گزیدن ( سیب تلخ ، خارزار ، گوشواره و . ..) . تا اینکه بعد از انقلاب یکسری از خانواده ها به جاهای دیگر و یکسرسی دیگر یکجانشین ( کرگاه خرم اباد ، رباط نمکی و سایر نقاط استان ) شدند و یکسری هم به همان شکل قدیم زندگی می کردند ولی در حال حاضر اکثراً به شکل یکجانشینی (روستا ) در مناطق حومه خرم آباد که عمده ایشان در منطقه کرگاه خرم آباد هستند .  

شاخه های اصلی و فرعی طایفه شورابی :

ـ اصلی

۱ - حسین بک .  اسماعیل . ابراهیم . کرم . شورابی . صحت بک . بساط بک  . ساتیار  . دیرک  . درویش . آلان  توضیح : ( الان پدر بزرگ و بقیه پسران ایشان )

۲-الله . خدارحم . ابراهیم . کرم . شورابی .  صحت بک . بساط بک . ساتیار  . دیرک  . درویش  . آلان

۳- شورابی . رحیم  . قربانی  . طرهانی  . شورابی . صحت بک . بساط بک . ساتیار  . دیرک  . درویش  . آلان  ۴- رحم خدا . شفیع . قربانی . طرهانی . شورابی . صحت بک . بساط بک . ساتیار  . دیرک  . درویش  . آلان ۵ - جمال .   اسماعیل  . ابراهیم  .  کرم  . شورابی . بساط بک . صحت بک  . ساتیار  . دیرک  . درویش . آلان۶- براتعلی .سبزعلی  . گنجعلی . سخته زار  . کرم  . شورابی  . بساط بک . صحت بک  . ساتیار  . دیرک  . درویش  . آلان

ـ فرعی شورابی : ۱ - طرهانی ۲- کرم*حسین بک . حسن بک  . شکر  . اسماعیل  . ابراهیم  .الله . علی . علی عبدال  . بارانی  .محمد  . ولی  .شورابی . عبدال .علی اکبر  .  علی عسگر

رحم خدا . ملک شاه. علی شاه جمال . فرضیبراتعلی . حسن بک . حسین جان . حسن جان  . شاه جان . بابا جان  . غلام شاه حسین جان : حسن خان . علی مروت . لطف الله . خدا مروت حسن خان:   هوشنگ . قدرت . نصرت . صید محمد خان . حجت . محمدی . حسین هوشنگ:محمد امین . علی قدرت : مجید . میلاد . مسعودحجت :مبین . علی رضامحمدی : امیر علی علی مروت : علی محمدعلی محمد : علی . رضالطف الله : نعمت ،صمدخدا مروت : فرشاد. فرهاد . محسنحسن جان : میرزا حسن . قلی جان میرزا حسن : مرکب . حسین . امیر خان . صحبت الله . علی فتح مرکب: اصغر ، اسکندرامیر: مختار ، سعید ، وحیدقلی جان : خاجه حسین . محمد حسین . اصحاق . صادق  . کیومرث . کیانوش.خاجه حسین: محمد،  احمد،  مصطفی محمد حسین: سامان، آرش اسحاق: علی رضاصادق: علی کیومرث: ابولفضلشاه جان : ذولفعلی  .  سلطانمراد  . فرجعلی  . میرزاعلی  . سلطانعلی ذولفعلی : شیرعلی  . پیر ولی  (ولی )  . عابدین شیرعلی : محمدپیرولی (ولی) : بیات، یاسین عابدین: آرمین سلطانمراد  : مراد   . بهروز (عزیز مراد )   . عباسمرادمراد : آرتین فرجعلی  : جواد . جمشید  . اردشیر  . عباد .جواد : ماهان  جمشید: کیارش میرزا علی : عبدالعلی   . داربلوط  . قدرت  . فرج الله عبدالعلی: مهدی . احسان. محمدداربلوط: میثم . اسکندرقدرت:امیدفرج الله:محمدبابا جان . صید حسن  . شیخ حسن صید حسن : میر حسن . میر عباس میر حسن: میلاد. مهدی شیخ حسن : داریوش . علیغلام شاه . صید عیسی صید عیسی : علی اکبر . علی صفر ،علی اصغر . حیدرعلی اکبر : امیر رضاعلی صفر: یاسینشکر . مراد جان . مراد خان . مراد بک . قباد مراد جان : مردان . حسین خان  . ریش سفید . محمد خان مردان ، شکرالله – اسدالله - نصرت الله  - صید نبی – برجعلی – ولی الله – محمد شکرالله: حسین. مصطفی اسدالله: فرشاد. فرزاد. مهرداد. فرهاد

فرشاد: آیدینفرهاد: عمادنصرت الله: احمد. اصغرصید نبی: امین. امیر رضابرجعلی: زاهدین. رضاولی الله: دانیال محمد: علی حسین خان ،  احمد علی - هرمز- فریبرز - میلاداحمد علی: هادی. حامدهرمز: حسین ریش سفید ، علی کرم - کرم علی -     بهروز - سیروس علی کرم: محمدکرم علی: محسن. مسلم. یوسف. فیروزبهروز: مهدی محمد خان ، علی رسان علی رسان: مصطفی. مجتبی. علی. مرتضی. حمیدرضامراد خان : سبز خداسبز خدا ، منوچهر – یحیی – حسین – حسن – علی -پیمان منوچهر، امیربهادریحیی ، نیمامراد بک : بابا خان . علی رضا  . برانازار . شیر خدابرانازار ، علی – عزیز الله

علی رضا ، خدارسان  - علی – سعید - حمید -مجیدخدارسان: محمدعلی: امیرحسین بابا خان ، عباس – مراد – مرید علی – شکرعلی – حامد – وحید عباس: اشکان، پژمان مراد: رضا، جوادشکرعلی: یاسین شیر خدا .عصمت الله - رضا - حسن  - مصطفی عصمت الله: سینامصطفی: افشین قباد : علی پناه  . شیر آقا . نورخدا  . الموعلی پناه ، علی آقا – احمد – محمد – عبدالله – میثم علی آقا: حسام. محمد حسن شیر آقا ، شهرام – بهرام – بهزاد – سجادنور خدا ، صمد – نعمت – امین – احسان نعمت: امیرعلی المو( محمدرضا): حسین اسماعیل . اتابک . آقا بک اتابک  : بساط بک . سعادتبک   . علی بابا . آقا بک .علی یت بساط بک ، محمد علی - محمدرضا محمد علی ٬ علی ـ حسین محمد رضا٬ مرتضی سعادتبک ، علی – بهروز- خسرو – سیروس – فیروزعلی ٬ حمیدرضابهروز ٬ علیرضا - بهنام خسرو: حسین فیروز: مهدی علی بابا ، نوراله – امان اله – ماشااله – یداله –روح اله - فتح اله - حسین - محمدنوراله ٬ نیما . ارشیاآغا بک .ابراهیم . میرزاجان . رضامیرزا جان : طهماسب . مهدی .طهماسب ، خداداد - علی داد – علی مرادخداداد: فریدون. مرتضی فریدون: کیان علی داد: محمد جواد. محمد هادیعلی مراد: هومنمهدی ، اکبر  -  عسگر  - فاضل اکبر ، شیر مرد – فخرالدین – نجم الدین – ذبیح الله  فخرالدین: سروش عسگر : هرمز. مسعود. ابراهیمرضا  : میرزا خان میرزاخان  ، نورالدین نورالدین: حسین

 الله.بارانی : شفیع . علی رحم . برفی . شاه کرم . تقی . الله شفیع ، نبی - حبیب - اسفندیارنبی ، جواد ـ محمودحبیب،محمد اسفندیار،علی رحم ، صید عباس - شیخ عباس - رحمت الله صید عباس ، شاه عباس  - خدانظر - مصطفی - کیومرث - اسفندیار - روح الدین- عابدین خدانظر ، علی ، محمدشاه عباس ، علی - اکبر - مهدی - هادی - محمدمصطفی ، مهدی شیخ عباس ، فخرالدین - سیف الدین- مجید رحمت الله، اردشیر - علیشیر - شمس الدین - وحید - سجادبرفی ، الله کرم - آقا بزرگ - رضا کرم - شاه بزرگ - صید جمعه - صید موسی - علی نجات -علی مولاالله کرم ، شهریار - خدایار - قربانعلی- سیروس- بلال - احمد - حسینشهریار ، حامدخدایار ، سعید - سیناسیروس: امیرحسین بلال: ابولفضل رضا کرم ، کرم - مهدی - محمدآقابزرگ ، مختار - مسلم - ستار - امین - ایمان - جعفر - حجت مختار ، احسان - آریان ستار ، آیدینمسلم ، رضاشاه بزرگ ، محسن - صادق - محمدمحسن ، علی صید جمعه ، قاسم - توکل قاسم ، امیر حسین سید موسی ، مهدی- میثم - ابوذر - فهیم علی مولا ، میلاد علی نجات،شاه کرم ، علی صفر - تاج الدین - نورالدین - علی حنا علی صفر ، اصغر - اکبر - میلادعلی حنا ، نصرت - قدرت - آیت تقی ، غلامی الله ، غلامعلی - فتح الله - شمس الله -  فرج الله - فیض الله -رحمتعلی غلامعلی ، هوشنگ- حمید - محمد علی - علی اکبر - اصغر - امین فتح الله ، مرتضی - مصطفی شمس الله: محمدفرج الله ، ولی الله - علی رحمتعلی ، حسین - حسن - امید - امیرعلی عبدال . )فاقد اولادمحمد . احمد خان احمد خان ، محمدی - نصرت - عزیز - باقر - موسی - امیرجان باقر: شیرزاد. عصمت. علی موسی: علی راس. امیر. امین. رامین امیرجان: سعید. حجتولی. علی جان علی جان، جهانگیر - علیشورابی .عبدال ، علی نقی - علی تقی - علی عباس علی نقی ، علی یار - خدایارعلی یار: مصطفی. امیرحسین خدایار: محمد. آیتعلی عباس ، نورالدین - تاج الدین - عابدین نورالدین: امیر محمد. حسین عابدین: علی علی تقی، خدانظر - احمد - صادق - قاسم - حسین- حسن خدانظر: امیر رضا. شایان احمد: علی رضا. امیر رضاعلی اکبر ، کلانتر - حاج صید عباس - روشن - صید علی صید علی، صید ولی - لطیف - نصرالدین - ایرج - تورج صید عباس ، غلام  حسین - غلا م حسن - غلام رضا - غلام علی - علی غلام حسین، امین -محمد زعیم - اویس غلام حسن، سعید - وحید غلام علی، امیرحسین کلانتر ، علی باقر - علی علی باقر: مهدی. محمدعلی رسان: حسین روشن ، علی - ناصر - یارولی علی: مصعود. محمدیارولی: حسین علی عسگر ، (بی اولاد)رحم خدا .ملک شاه ، خان میرزا - صید میرزا - محمد شاه محمدشاه ، میرزاحسین - میرحسین - آقا حسین - نصرت - غلام میرزاحسین: اسدالله. بیژن. محمد. محمودبیژن:سهندمیرحسین: پیمان . پیام. میثم آقاحسین: اصغر. احمد. مصطفی. مسلم. مجیدنصرت: حسین غلام: امین. ایمان خان میرزا ، محمد حسین - محمد رضا - محمد کریم - علیمحمد حسین: مصطفی. هادی مصطفی: علی محمد کریم: صابر. ابولفضل. حمیدعلی: رضاصیدمیرزا ، محمد میرزا - مهرداد - بهزاد - سجادمحمد میرزا: مصطفی. محمدجمال .چاونی، فرضی چاونی: فاقد اولاد فرضی: شاه داده. سبزی. جوزی. جمال. عله. قادرشاه داده :علی میرزا علی میرزا ، غافل - عزیز - عابد  - قاسم غافل: فردین. فرداد. سجاد. ایمان. هدایت. روح الله فرداد: ایلیاعزیز: شهاب. خسرو. پیمان. سامان عابد: اشکان. احسان قاسم: امیر حسام سبزی: نورمحمدنورمحمد :روح الدین - فخرالدین - شاه الدین - وحیدروح الدین: مهدی. فرهاد. عرفان. محمدجمال : محمود - اسماعیل - ابراهیم

محمود:محمداسماعیل: امیر رضا. امیر محمدقادر :محمد علی . کوچک علی  محمد علی،  بهزاد - مصطفی - مجتبی - سجادبهزاد: امیر حسین کوچک علی ، علی  - مهرداد - حسین - محسن - حسنبراتعلی.جاروکار : امیدعلی - رحیم - کریم کریم ، سعید - کیومرث - فرشید - امین - داریوش- محسن امین: اشکان رحیم ، محمد علی - مجید - افشین - آرش مجید: برهان، بابک جلودار، حجت - قدرت - نصرت - بهزاد - مهردادحجت: احسان. ایمان نصرت: ماهان امید علی، امیررضاعلم دار ، نورمحمد - عباس عباس: ابراهیم، علی مراد، مصطفی، علی کرم، کرم حسین، مرتضی نورمحمد ، علی ، پیمان سخته زار(فاقد اولاد) 

نورآباد دلفان..

دِلفان با جمعیتی بالغ بر ۱4۰ هزار نفر، منطقه‌ای در شمال غربی استان لرستانودر فاصله 90 کیلومتری شرق کرمانشاه ودر مجاورت استان همدان از شمال و استان ایلام از جنوب غربی ایران است.

مرکز آن نورآباد با جمعیت تقریبی 6۰۰۰۰ نفر است.دارای 500 پارچه ابادی میباشد که در حال حاضر 422 روستای ان دایر وبقیه خالی از سکنه شده اند در مغرب آن رودخانه‌های سیمره و گاماسیاب جریان دارند.و در جنوب شرقی ان رودخانه کشکان جاری است همچنین رودخانه بایور(باداور)از میان شهر نوراباد می گذرداین منطقه کوهستانی و سردسیر استواز دیر باز محل ییلاق طوایف دلفان بوده است. محصول آن غلات، صیفی‌جات، لبنیات و پشم می‌‌باشد.

زبان مردم این منطقه لکی است. نام دلفان در اصل بر مجموعه طوایفی ساکن در غرب فلات ایران اطلاق میشود که علاوه بر جمعیت 140000 نفری شهرستانی به همین نام در شهرستانهای هرسین وکوهدشت هم اکثریت بیش از 75% را شامل میشود همچنین 120000 از جمعیت شهر کرمانشاه واقلیتی از جمعیت شهرهای خرم اباد_ نهاوند _صحنه_کنگاور وایلام وهمچنین دلفانهای تبعیدی به کلاردشت مازندران وحوالی قزوین وشمال خراسان ونقاط دیگر ایران از همین طوایف میباشندجمعیت تقریبی دلفانها بالغ بر 600 هزار نفر تخمین زده میشود وطوایفی به نامهای کاکاوند ایتیوند مومه وند(نورعلی ومیربگ) کولیوندو…. که خود به زیر شاخه هایی تقسیم میشوند البته بعضیها طایفه بیرانوند راهم جزو دلفانها به حساب میاورند وبه روایت دیگر خواهر زاده دلفان بزرگ همچنانکه طوایف سلسله مثل حسنوند-یوسفوند-ترکاشوند و..برادرزادگان دلفان وجد اعلایشان یعنی سلسله برادر دلفان بوده است در دلفان سادات زیادی زندگی می کنند از جمله سادات اتش بگی و کر ابدالانی
    http://delfancity.persianblog.ir/
                                                                                                                                منبع: ویکی پدیا

مقاله‌های ردهٔ «طوایف لرستان»

این ۱۵ صفحه در این رده قرار دارند؛ این رده در کل حاوی ۱۵ صفحه است.

ا

ب

ج

ح

د

س

ط

ط (ادامه)

ف

پ

چ

http://fa.wikipedia.org

         ایل پاپی

 

 

ایل پاپی در بخش پاپی که مرکز آن سپیددشت که حدود 1306 کیلومتر مربع مساحت دارد و در جنوب شرق لرستان واقع شده است زندگی می کنند.سرزمین پاپی از برکت کوه های پربرف و نیز ارتفاع زیاد و جنگل های انبوه آب و هوای ییلاقی دارد و قسمت بسیاری از راه های آن در زمستان به علت برف زیاد قابل عبور نیست و جون هوای سردسیر دارد پایگاه خوبی برای سکونت ساکنان کوچ نشین آن که زمستان ها را رد پیرامون شهرستان های اندیمشک و بخش الوار گرمسیری می گذرانند.جمعیت این بخش در سال 1335 ،3831 خانوار شامل 21396نفر بوده است

وجه تسمیه :با توجه به اینکه بقعه ی شاهزاده احد(ع) در محدوده بخش پاپی قرار دارد و کلیه خدام امام زاده عمامه ی قرمز بر سر دارند لذا ملقب به پاپی هستند.از طرفی چون مردم این ایل از نظر احترام خودشان را خادم شاهزاده احمد می دانند ازاین جهت نام پاپی به این ایل و سرزمین آن اطلاق شده است.

در حدود پنج قرن پیش ریاست ایل پاپی بر عهده ی شخصی به نام پاپی مراد بوده است وایل پاپی به نام وی نام گذاری شده است.پس از وی دو عموزاده به نام های مناصر و هادی ریاست ایل را بر عهده گرفتند و از نسل آنان دو تیره بوجود آمد ریاست ایل را به صورت موروثی به دست گرفتند .ازاین جهت است که که دو شعبه ی ایل ،خوانین مناصر و خوانین هادی به نام این دو تیره نام گذاری شده اند.در زر به شعب طوایف و تیره های ایل پاپی اشاره می شود:

1)شعبه ی هادی : شامل طوایف یاقون و خدمه می باشد که وابسته به خوانین هادی و زیر آنان اداره می شدند.

الف)طایفه یاقوند:شامل تیره های:ملکعلی وند،سوز علی وند،چپ،قاسم علی ،سراوی

ب)طایفه خدمه: شامل تیره های:تاجدی وند، سیدوند،بلبون،خیزوند

 

2)شعبه ی مناصر:بزرگتر از شعبه ی هادی بوده است و شامل طوایف :مدهنی ،لیریایی،گراوند،کشوری و مال زری می باشد

الف)طایفه مدهنی : شامل تیره های:جمال ،ملا ،داراوند

ب)طایفه ی لیریایی: شامل تیره های:خورشیدوند،منجری ،رگی

ج) طایفه ی گراوند: شامل تیره های:پسیر و شوادر میباشد

د) طایفه ی کشوری شامل تیره های:رئیسوو شهر میر میباشد

ه) طایفه ی مال زری : شامل تیره های:درشوند وتاوه ای

واحد اجتماعی ایل به این صورت میباشد

دودمان یا اولاد ←تیره←طایفه

نظام سیاسی ایل پاپی امزوره دگرگون شده است و ایل به عنوان یک واحد سیاسی دارای کاربرد نمی باشد .در حال حاضر هر تیره به صورت مستقل وبدون دخالت خان امور خود را اداره می کنند .

 

 

ایل سگوند

 

مردم ایل سگوند ابتدا در قسمت جنوبی لرستان و نزدیک خوزستان در دامنه های شمالی ارتفاعات کیرف و کلا از رشته کوه های هشتاد پهلو زندگی می کردند وبه هین دلیل قشلاق خود را در خوزستان و ییلاق خود را در لرستانمی گذراندند.در وجه تسمیه ایل سگوند نظرات مختلفی به شرح زیر بیان شده است:

((مرحوم رزم آرا مولف کتا ب جغرافیای نظامی ایران،لرستان می نویسد:مطابق اظهارات اهالی و اشخاص مطلع محل،چون آقا میر جد بزرگ علی خان ورحیم خانبرای امرا ر معاش و زندگانی خودپاسبان و مستحفظ یک گله سگ و تازی بوده است.این است که از آن دوره تاکنون به نام سگوند(سگ بند)معروف شده اند....

عده ای از مطلعین نیز اظهار می دارندچون اصالتا طایفه سگوند از طایفه بنی کلاب عرب بوده وبه فارسی آنها را سگوند نامیده اند بدین خاطر این اسم بر روی این طایفه ماندگار شده ست.

حمید ایزد پناه محقق ونویسنده کتاب آثار باستانی و تاریخی لرستان میگوید((که شاید اجدادد انها سکاها بوده اند و سپس اعقاب این قومم با تحریف این کلمه وبا پسونداضافه به به این نام مشهور شده اند والا بعید بلکه ناروا است که اطلاق این نام را به این ایل از آن جهت بدانیم که جد آن ها سگ پرورش میداده اند ویا نام سگ در مفهوم(پاک و ارجمند)امده باشد و لقبی برا ی سکاهاست وترکیبی آن سکستان و سگزی هست که نمی تواند به معنی محل سگ و حالت نسبی و نوع آن باشد.اما در مورد اینکه اینان باقیمانده ای از قوم سکاها باشند مطلبی قابل بحث است که یتوان با توجه به نفوذی که این قوم داشت و برخوردها و جنگ هایی که با مادها داشته اند وهمچنین مسیر نفوذ آنان این ادعا را می توان عنوان کرد)) .

ریاست ایل سگوند با خانواده ی علی دوست نامی بوده است و پس از او خانجان و صفر خان و محمد حسن خان ریاست این ایل را بر عهده داشته اند. امروزه ه تیره ای از ایل سگوند به نامم علی دوست وجود دارد.

تا اوایل سلطنت محمد شاه قاجار (1250-1264ق)ریاست ایل سگوند با خوانداده ی علی دوست خان بوده است که آخرین آنان محمد حسن خان بوده است.در این هنگام تیره ی دیگری از این ایل به نام ((ختوا))با درگذشتن حاجی علی خداداد رئیس آن و روی کار آمدن چهار پسرش که با یکدیگر متحد شده بودند قوتی گرفتند.پسران حاجی خدادا به علت دشمنی که از قبل با طایفه ساکی داشتند بر علیه طایفه مزبور با طایفه بهاروند،غلاوند،میر ،جودکی وپپاپی که تحت شعاع طایفه ساکی بودندو از ظلم و ستم روسای این طایفه به تنگ آمده بودند متحد شده و حسین خان رئیس طایفه ساکی را به قتل رساندند.پس از یان ماجرا تیره مختوا وسران آن بر تیره علی دوست نیز تسلط یافته و از این زمان رئیس طایفه ی مختوا ریاست سگوند سگوند را بر عهده گرفت

پس از چندیبر سر ریاست ایل سگوند بین پسران حاجی خدادا اختلاف افتادوچون چهار برادر از دو مادر بودند از این رو برادران بطنی به هم پیوستند و در نتیجه ایل سگوند هم به دو شعبعه به نام سگوند حاجی علی خانی و سگوند رحیم خانی تقسیم شد

تا سال 1308 شممسی هر دو طایفه در کنار هم زندگی می کردند ولی در این سال صادق خان رئیس سگوند رحیم خانی یاغی شده و پس از نیرد مختصری که با نیروهای دولتی می کندمغلوب وفراری شده وی چند ماه متواری بود تا اینکه به دست یک نفر از اهالی سرخه که از طوایف شمالی خوزستان بود به قتل رید.طایفه او را دولت وقت به ناحیه شوش کوچانید و امروز نیز در هین ناحیه به سر می برد.پس از کشته شدن صادق خان دو پسر عمویش غلام خان پسر خان جان و محمد حسن خان پسر حسین خان سرپرستی طایفه طایفه سگوند رحیم خانی را به عهده گرفت و با دولت در سرکوبی اعراب همکاری نموده است.

 

تشکیلات اجتماعی و سیاسی طایفه سگوند

1)سگوند رحیم خانی:این طایفه از سال 1308 شمسی در کرانه نهر خرموشی که از رودخانه کرخه منشعب می شود و قسمتی از نطقه شوش را مشروب می سازد سکونت دارد.

2)طایفه سگوند حاجی علی خانی : این طایفه در نواحی ۀبستان ،زاغه ماهی ازنا و روستای زاهد سکونت داردو نطقه مسکونی آن در قسمت شرقی شهر خرم آباد بین رودخانه های آبدز و ارتفاعات کیرف کلا نامک و مادبا واقع شداه است.

روسای ایت قبیاه فتح الله خان و اگور خان بوده است .سگوند حاجی علی خانی ازدو قسمت اصلی و فرعی تشکیل شده است و در سال 1323 بالغ بر 500 خانوار بوده اند.

تیره های اصلیعبارتنداز :

مختوا، قلی، علی دوست، خداوردی، زینل، عالیخانی

تیره های فرعی عبارتنر از پیامنی، فقیر، چکمه سی ،ساکی، طایفه باجلوند، طایفه دالوند کایدرحمت

گویش آنان غیر از چند تیره لک مهاجر از هرو ،لری می باشد

 

 

 

                                                 ایل بیرانوند

در بخش چغلوندی که حدود 1080 کیلوتر مربه مساحت دارد زندگی می کنند.نام اصلی این بخش ((هروhorrh)است اما وجه تسمیه کنونی آن چغلوندی است .مردم این بخش همه از ایل بیرانوند هستند که بزرگترین و قدیمی ترین ایل لرستان میباشد.تیره هایی از بیرانوند در بخش های زاغه ،کوهدشت،و حسینیه سکونت دارد.مردم این ایل به لکی صحبت می کنند گرچه تیره ای از آنان که در حسینیه زندگی می کنند.

ایل بیرانوند از دو طایفه ی((دشی نوdashy no)وآلای نوalayno)تشکیل گردیده است.

1)طایفه ی دشی نو:این طایفه شامل 8تیره و 7 زر تیره می باشد

تیره ها:پیروایه ،چقلوندی، رش، شلکه، شوردی، دلیرو، دیوه، کوه لری

زیر تیره ها:قمر بک ،الماس، طهماسب(تهماسب)،مرید، قاسم علی، حیسن علی، چقل

 

2)طایفه ی آلای نو:این طایفه شال 6 تیره و 31 زیر تیره میباشد که عبارتند از:

تیره ها:مال اسد، یار احمد ،کر ،زید علی ،بارانی ،هنی honi

 

زیر تیره ها: کر، مهراب ،دارچین، زنجفیل ،چرم آرن، صفر، میخک، زید علی، بارانی،نقی، حسین بک، اصله مرز ،بزن، تاری، لور، متش، مصطفی وند، شمسی، جیجه وند، چلوی ،سبز علی، ایمان قلی، گلاب، سی ،علی صالح،صفر علی، گنجعلی، محمد، خلیل بک، شره بک

 

 

ایل بهاروند

  ایل بهاروند در سرزمین بالا گریوه که شامل بخش ملاوی و قسمت اعظم بخش ویسیان می باشد سکونت دارد. ایل بهاروند خود را از نسل شخصی به نام بهار میدانند که بین 2 تا 4 پشت یعنی دوران صفویه و مقارن حکمرانی آخرین اتابک لر یا شاهوردی خان(1600میلادی.979شمسی -1006 قمری)میزسته است از این رو نام ایل ماخوذ از اسم وی می باشد که به ایل بهاروند ممشهور شده است.مردم ایل بهاروند از اوایل مهرماه از ییلاق به گرمسیر کوچ میکنند وچون این حرکت از کوهستان به سمت سرزمین های پست صورت میگیرد به مال زر معروف است (این کلمه از دو قسمت مال یعنی خانوار و زر یعنی پایین تشکیل شده است)این ایل از اواسط مهرماه تا اواسط فروردین در مناطق گرمسیری می مانند وپس از ذوب برفها یه مناطق ییلاق خود باز میگردند. نطقه تابستانی (ییلاق)بهارونددر جنوب خرم آباد به فاصله ی 120 کیلومتری از نطقه ی زمستانی قرار دارد.این منطقه شامل قسمتی از دشت کرگاه ومناطق کوهستانی دره نسو(دره نصب)،خار زار ،بووه،چنار بگالی ،تخت ریفه و دامنه های جنوبی کوه هشتاد پهلو یعنی سیب تلخ(سیو تل)و هودکل می باشد. منطقه ی زمستانی (قشلاق)شامل اراضی بین دو رود خانه ی بالا رود ،کرخه و جاده دهلران و از طرف شمال شرقی و غربی به ترتیب به کوه های کیالان ،هرندی و چنارهنتهی می شود. ایل بهاروند از دو طایفه ی مرالی ون و کردالی وند (کرد علی وند)تشکیل گردیده است. 1) طایفه ی مرالی ون:تیره های این طایفه عبارتند از:آم الله ،بووک یا بابکbo”ak))،جافر،ولی،محمد حسن یامسی masy ،شیر ولی ون،گنجعلی ون،حیدر ون،کزاد ون(کهزادوند)،کوگانی (کبکانی)، داویدون(داوود وند) 2) طایفه کردالی وند: تیره های این طایفه عبارتند از:بهرام ،محد ممیرزا،شیری، شاهپور نظر علی وند،رشنو مردم ایل بهاروند به سه قشر زیر تقسیم ی شوند: 1)بهاروند های اصل: این طبقه شامل پنج تیره :ام الله، بابک ،جافر، ولی و محمد حسن می شد .چون اعضای این تیره از نسل شخصی به نام (کیو )بودند به پنج بووه کیو(boye kio )مشهورند 2)تیره های کوچک یا بووه هیرده تیره های این طایفه عبارتند : ازکرادون ،حیدرون، داویدون، شیر ولی ون، گنجعلی ون و کوگانی می باشد 3)تیره های غیر بهاروند:شامل تیره ها و خانواده هایی می باشد که از سایر ایل ها به بهاروند پیوسته اند مردم ایل بهاروند همانند دیگر ایل ها از راه پرورش دام و کشاوری امرار معاش می کنند گویش ایل بهاروند لری می باشد  

 

                                  بازگير هاایلات لرستان

اصل و منشاء : بر اساس روايات محلي سالمندان و ريش سفيدان اين طايفه،آنان از نسل دو برادر به نام هاي داراب و دوشم بوده اند كه نياكانشان در زماني بسيار دور _كه دقيقا مشخص نيست_ از ديار باختران و غرب ايران به دلايلي نامعلوم به سرزمين لرستان مهاجرت و در محدوده زيستي و جغرافيايي ايل ((جودكي))وارد شده اند. به علت ازدياد جمعيت ،اختلاف محلي نداشتن حق مالكيت و عدم پذيرش شرايط سياسي و اجتماعي مبتني بر نظام اجتماعي ايل موجود به منطقه زيستي و نفوذي ايل دريكوند كوچ نموده اند و چون سرزمين معيني نداشته اند و فاقد حق آب و خاك بوده اند بناچار به صورت گروه هاي خانوادگي به حسب نوع استقبال ،رفتار و نحوه ي پذيرش و برخورد سران طوايف دريكوند به همسايگي آنان در امدند  و با حفظ هويت خود و ادامه ي زندگي كوچ نشيني با آنان به زندگي پرداختند .

    در ميان عشاير به پيروي از يك سنت پسنديده ، معمولا پذيرش گروه هاي تازه وارد در محدوده ي ايل يا طايفه برحسب اهميت اقتصادي و اجتماعي تازه تازه واردان با نوعي احترام به آزادي و استقلال گروهي آنان انجام مي گرفته است و اين سنت هنوز در ميان آنان در پناه دادن به گروه هاي غير ايلي و و طايفه اي در بعضي موارد چون نزاع هاي طايفه اي و قومي وجود دارد .

        بازگيرها مدت ها زندگي كوچروي با طوايف دريكنود داشتند تا سرنجام گروه هايي از آنان اقدام بهخريد محل هايي در منطقه بالا گريوه لرستان چون مقداري از ميشون و طاف نموده به هنگام قشلاق و ييلاق در اين مكان ها استقرار يافته و به سر برده اندبازگير هاي مقيم استان ايلام ادعا مي كنند كه از چندين نسل پيش به علت اختلافات ملكي و دشواري معشيت از منطقه طاف بالا گريروي لرستان از هم نژادان خود جدا شده به آبدانان ايلام كوچ كرده اند. آنان مي گويند كه بر نقطقه ي طاف حق مالكيت داشته اند . سرنجام در ان زمان كه ايل دريكوندميان ميره هاي ميركريم ،ميرعاليخاني و ميرعباس تقسيم شده بوده و سران طايفه ي مير برمنطقه نفوذ و تسلط داشته اند بنا به روايات شفاهي تعدادي از بزرگان اين طايفه بر اثر اختلافات محلي و طايفه با ميره ها اموال و احشامشان توسط آنان غارت شده و خودشان با دشواري هاي اجتماعي مواجه مي شوند اين امر موجب ميشود كه بسياري از خانوار  هاي طايفه ي بازگير به مناطق زيستي ايل بيرانوند و بالا خره استان ايلام كوچ نمايند .

         گفته شده كه پس از گذشت چندين سال ازاين ماجرا با وساطتعده اي از بزرگان دريكوند تعداد زيادي از خانواده هاي بازگير كه به ميان بيرانوند ها رفته بودند به منطقه ي بالاگريوه باز گردانده شدند و زندگي  كوچروي رابا ديگرهم تباران خود و با طايفه ديركوند آغاز كردند . كساني هم كه حاضر به بازگشت شدند در ميان بيرانوند ها باقي ماندند و تا به امروز در بخش هاي چقلوندي ،زاغه ومركزي همراه با طوايف منطقه به زندگي خويش ادامه ميدهند . و در اين نواحي به سر ميبرند .

       بازگير ها ساكن منطقه  بالاگريوه پس از سر گرفتن مجدد زندگي كوچ نشيني باطوايف ديركوند سرنجام درمنطقه طاف اسكان يافته از زندگي پردغدغه كوچروي دست ميكشند.مقارن رودسالارالدوله  برادر محمد عليشاه قاجاربه لرستان وتحريك عشايرمنطقه عليه مشروطه خواهان بعضا به منطقه كره گاه روي آورده تا زمان به قدرت رسيدن رضا خان در آنجا سكونت اختيار مي كنند . امروزه مركزاصلي تجمع خانواده هاي طايفه ي بازگير دشت كره گاه در جنوب شهر خرم اباد است.

   علامت نامگذاري  :  نياكان مهاجر طايفه بازگير در لرستان و در محدوده هاي محل استقرار داراي زمين و حق مالكيت نبو دند و اين امر موجب شدهكه اولا دچار پراكندگي شده به همسايگي ساير طوايف منطقه در آيند و ديگر اين كه بر پايه تخصص و مهارتي كه در كار شكار و صيد جانوران و پرندكان وحشي داشته اند علاوه بر شغل دامداري به انگيزه تامين معاش خود بعه شكار به خصوص شكار (( باز شكاري ))كه ظاهرا كار دشواري به نظر مي آمده بپردازند .

        كاربرد اصطلاح باز اشكار (=شكار باز – شكاركردن) با توجه به وجود مناطق جنگلي و كوهستاني غرب ايران و از جمله  لرستان در عموميت داشتن امر شكار و استفاده از امر شكار ، و استفاده از باز براي شكار ديگر پرندگان  در دوره اي از تاريخ زندگي مردم اين ناحيه غير معمول و نامعقول به نظر نمي آيد . از اين روي نياكان واولاد و احفاد كنوني آنان به  ((بازگير )) شهرت يافته اند.

        به احتمال زياد اطلاق نام (( بازگير)) به پيشينيان اين طايفه در زمان حضور و زندگي آنان در سرزمين لرستان اتقاق افتاده است . داستان از اين قرار است كه به هنگامه ي استقراردر منطقه بالاگريوه دو نفر از افراد اين گروه كه برادر هستند اقدام به شكارباز نموده و ان را به منظورنشان دادن مهارت خويش در كار شكار باز به عنوان هديه نزد حاكم يا امير وقت منطقه مي برند . حاكم ضمن استقبال و پذيرفتن هديه ي آنان به دو برادر رو ي كرده و به آنان كه يكي سياه چرده و ديگري سپيد روي بوده مي گويند : كدام يك از دو نفر باز را شكار كرده ايد ؟ سياه يا سفيد ؟ گويا از ان تاريخ به بازگير شهرت يافته اند و فرزندانشان سياه و سفيد نام گرفته اند . اين امر در عين حال مبناي تقسيمات گروه خانوادگي آنان قرار مي گيرد و موجب ميشود كه امروزه اولاد و احفاد اين دو برادر موصوف به اين صفت ها گرديده و خوانده شوند.

    مركز اصلي و عمده ي جمعيت آنان در لرستان در منطقه كره گاه در جنوب شهر خرم آباد و غالبا در روستاهاي سهيل بيگي ، ديناروند سفلي  ،ده باقر سرخده عليا، انگز ،سالي چوبتراش و پير جد است . و نيز متجاوز از پنجاه خانوار آنان در شهرستان پلدختر و روستاي چم مهر، هلوش و جلوگير سكونت دارند كه مجموعا جمعيتشان در منطق ي بالاگريوه در حدود پاصد خانوار تخمين زده مي شود . بقيه يبازگيرها لرستان در سه بخش زاغه ،چقلوندي و مركزي ودرديه هاي پل هرو ، قبررمضان،ده مختوايي، گردكانه ، آب سرده قلعه نو و گلستان ريمله و براليكه و دره ده پير و ايوانو در شهرستان بروجرد به سر مي برند  .  

 http://ghome-lor.blogfa.com/post-2.aspx

 



  • سبزوار
  • راسو