قابل توجه کارکنان دولت: راه‌های ۶گانه ثبت دادخواست در دیوان عدالت اداری اعلام شد

۲۸ اسفند ۱۴۰۰

رأی هیئت عمومی دیوان عدالت اداری

فهرست عناوین این صفحه

ثبت دادخواست در دیوان عدالت اداری از ۶ طریق امکان‌پذیر است

هدف تسهیل دسترسی مردم به خدمات قضایی در راستای کاهش دادرسی است که مسیر بی بازگشت و تحولی قوه قضائیه است.

شناسنامه قانون- در بخشی از ماده ۲۳ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری آمده است؛ «دادخواست و ضمائم آن باید به وسیله پست سفارشی یا پست الکترونیکی دیوان یا ثبت در پایگاه الکترونیکی، به دبیرخانه دیوان ارسال و یا به دبیرخانه دیوان یا دفاتر اداری آن مستقر در مراکز استانها تسلیم گردد» که در همین راستا به بیان شرح مختصر تمامی مسیرهایی که یک دادخواست می تواند طی کند تا به شعبه دیوان عدالت اداری برسد، می پردازیم.

تقدیم دادخواست به دفاتر دیوان عدالت اداری استان‌ها

یکی از مسیر ها برای تقدیم دادخواست، دفاتر دیوان عدالت اداری در دادگستری تمامی مراکز استانها در سراسر کشور است که بیش از ۹ سال از افتتاح آنها در سراسر کشور می گذرد، امکانی است که مسیر مسافرت به تهران را برای مردم شریف ایران در سراسر کشور کوتاه کرده و با ارائه خدمات مربوط به ارشاد مراجعین تقدیم دادخواست به دیوان عدالت اداری را از نظر کیفیت ارائه نیز مورد بررسی قرار می دهد.

ثبت در دبیرخانه مرکزی دیوان عدالت اداری

قدیمی ترین مسیر دبیرخانه مرکزی دیوان عدالت اداری که با ساز و کاری نوین در راستای کاهش اطاله دادرسی نه تنها دادخواست ها تقدیمی را دریافت می کند بلکه اقدامات مربوط به بررسی دادخواست های وارده الکترونیک را نیز انجام می دهد.

ارسال دادخواست از طریق پست

مسیر قدیمی دیگر از طریق ادارات پست سراسر کشور است که هر چند در برخی موارد بدلیل بررسی نشدن دادخواست و ضمائم از طرف افراد متخصص باعث بروز مشکلات برای تقدیم کننده دادخواست می شود و همچنین فرآیند دادرسی در اینگونه پرونده ها به صورت سنتی طی می شود ولی از این مسیر نیز همچنان امکان ارسال داد خواست را به دیوان عدالت اداری فراهم است.

دفاتر خدمات الکترونیک قضایی

مطمئن ترین مسیر دفاتر خدمات الکترونیک قضایی وابسته به مرکز آمار و فناوری قوه قضائیه است که این مسیر هر چند نیازمند حضور فیزیکی فرد تقدیم کننده دادخواست است اما این امکان در سراسر کشور وجود دارد و نیاز به هیچ مسافرت بین شهری ندارد.

ثبت دادخواست در سامانه ساجد

مسیر دیگر که اخیر بدلایل فنی بخش تقدیم دادخواست بدوی آن متوقف شده است سامانه ساجد متعلق به دیوان عدالت اداری است که هم اکنون امورات مربوط به درخواست های اعمال ماده ۷۹ و ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری و دادخواست های تجدید نظرخواهی، اعداده دادرسی و دعاوی طاری به صورت خودکاربری قابل تقدیم است.

راهنمای سامانه ساجد دیوان عدالت اداری | sajed.divan-edalat.ir

ثبت دادخواست در سامانه خدمات الکترونیک قضایی (سخا)

آخرین و تازه نفس ترین امکان خودکاربری سامانه خدمات الکترونیک قضایی است که در این سامانه در بخش خدمات قضایی من امکان ثبت دادخواست بدوی و تجدید نظر برقرار شده است که چشم انداز بسیار مهمی در فرآیند رسیدگی به دادخواست های دیوان عدالت اداری خواهد داشت و بستر امن و سریعی را برای مردم شریف ایران که قصد تقدیم دادخواست به دیوان عدالت اداری را دارند فراهم می کند.

ثبت دادخواست بدوی و تجدیدنظر دیوان عدالت اداری در سامانه سخا 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۰ساعت   توسط khavari  | 

۲۹ اسفند؛ روزی که صنعت نفت برای مردم شد

۲۹ اسفند؛ روزی که صنعت نفت برای مردم شد

امروز صنعت ملی نفت ایران ۷۱ ساله شد. ملی شدن صنعت نفت ایران در ۲۹ اسفند سال ‌۱۳۲۹، نقطه عطفی مهم در تاریخ سیاسی، اقتصادی و مبارزات مردم برای نجات سرمایه‌های ملی این مرز و بوم از دست بیگانگان به شمار می رود و در طول بیش از ۷۰ سال گذشته منشا اتفاق‌ها و حوادث گوناگونی در این صنعت بوده است.

به گزارش ایسنا،  تا پیش از ملی شدن نفت در ایران، مراحل اکتشاف و تولید و حتی فروش نفت توسط شرکت نفت ایران و انگلیس انجام می‌شد و عملا دولت ایران نقشی در این فعالیت نداشت. علاوه بر آن نهضت‌های آزادی‌خواهی در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا در حال شکل‌گیری بود و ملی شدن صنایع نفت مصر نیز در همان بازه زمانی اتفاق افتاد. ایران نیز که آن روزها مصدق را در قامت نخست‌وزیری داشت، نفت را ملی کرد اما انگلستان به آسانی این تصمیم ایران را نپذیرفت و شکایت به دادگاه‌های بین‌المللی آغاز شد. در ابتدا ایران مدارکی برای اثبات حقانیت خود و دخالت انگلستان در امور داخلی خود نداشت که بتواند با تکیه بر آن اسناد در مجامع بین‌المللی پیروز شود.

ماجرا از کجا شروع شد؟

درواقع همه چیز از یک خواست ملی شروع شد. حدود ۱۵ سال از قرارداد ۱۹۳۳ میلادی که با سال ۱۳۱۲ خورشیدی مصادف شده بود، می‌گذشت. جنگ جهانی دوم به پایان راه خود رسیده بود و متفقین سرمست از پیروزی‌های پی‌درپی خود، نادانسته میدان سیاست و اقتصاد را برای آمریکایی‌ها خالی می‌کردند. انگلستان و فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی از دست‌وپنجه نرم کردن با نازیسم و فاشیسم آلمانی و ایتالیایی، تاب و توانشان را از دست داده بودند. حالا این آمریکا بود که باید از آب گل‌آلود جنگ جهانی دوم، ماهی قدرت خودش را صید کند. در چنین فضایی نیروی‌های ملی و جنبش‌های هویت‌خواه درون ایران، نفسی تازه کردند و توجهشان به صنعت نفت جلب شد.

مسئله جالب‌توجه، وضعیت شرکت نفت در دوران پیش از ملی شدن نفت است. این شرکت وضعیت عجیبی داشت و یک استعمار تمام‌عیار را در کشورمان به نمایش گذاشته بود.  اما این همه ماجرا نبود. داستان زخم انگلیسی‌ها بر پیکره هویت ملی و مذهبی ایرانیان بسیار عمیق‌تر از اینها بود. وضعیت شرکت نفت به سمتی می‌رفت که شکاف‌های ایجادشده آن با هیچ زبان و بیانی قابل ترمیم نبود. در کتاب «ایران بین دو انقلاب» آمده است: «عواملی همچون پایین بودن دستمزد کارگران، نبود مسکن و زندگی در حلبی‌آبادها و چادرها، رفتارهای تبعیض‌آمیز با کارگران ایرانی، نبود تساوی در حقوق کارگران و حق تشکیل اتحادیه‌های کارگری و در یک کلام تلاش برای احقاق حق و زندگی بهتر، زمینه‌ساز اعتصابات عمومی کارگران در سال‌های ۱۳۰۸ تا سال‌های منتهی به ملی شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ بود.

عملکرد تبعیض‌آمیز شرکت نفت ایران و انگلیس و وجود موارد مشابه بسیار در عرصه‌های دیگر، همگی نشان از قدرت استعماری انگلستان در ایران داشت؛ کشوری که همراه با روسیه از دهه‌ها قبل با تسلط بر دولت مرکزی ضعیف قاجار و حکامی که اراده چندانی از خود نداشتند، بر حیات و ممات بسیاری از ایرانی‌ها حاکم بود. این سلطه در سال‌های دهه ۲۰ و بعد از تبعید رضاشاه از ایران و روی کار آمدن فرزندش محمدرضا تشدید شد. بسیاری از فعالان سیاسی- اجتماعی ایران و اقشار مختلف مردم در آن سال‌ها بیش از هر زمان دیگری نسبت به تداوم سلطه دیرپای انگلستان بر کشور و حضور این قدرت استعمارگر اعتراض داشتند.»

در چنین فضایی، اقتصاد سیاسی جدید جهان پس از جنگ اجازه نمی‌داد که قراردادهایی چون ۱۹۳۳ میلادی پابرجا بماند. بسیاری از کشورها مانند ونزوئلا، کویت و عربستان سعودی در قراردادهای جدیدشان به سهم‌های ۵۰ – ۵۰ رسیده بودند. جهان غرب دیگر نمی‌توانست به روال قدیم، نفت ایران را بگیرد و سهم اندکی ما به ازای آن به دولت بدهد. ماجرای قوام‌السلطنه و سادچیکف روسی هم به پایان رسیده بود و با مخالفت مجلس و زیرکی قوام، نخست‌وزیر ایران، امتیاز نفت شمال داده نشد و شوروی هم از خاک ایران بیرون رفت.

پاییز و زمستان ۱۳۲۹ مرحله اوج گیری نهضت ملی شدن نفت

پاییز و زمستان ۱۳۲۹ مرحله اوج گیری نهضت ملی شدن نفت ایران است. با ملاقات آیت الله کاشانی و مصدق در آبان ماه توافق اصولی برای تشدید جنبش با هماهنگی جناح های ملی و مذهبی صورت می گیرد. روز ۱۹ آذر ۱۳۲۹ گزارش کمیسیون نفت به وسیله حسین مکی، مخبر کمیسیون در مجلس شورای ملی، قرائت می شود. نمایندگان جبهه ملی در مجلس شورای ملی در دی ماه ۱۳۲۹ رسما طرح ملی شدن نفت را مطرح کردند.

به دعوت آیت الله کاشانی و جبهه ملی تظاهرات گسترده ای در مرکز تهران و میدان بهارستان در حمایت از طرح ملی شدن نفت صورت گرفت. روزنامه نگاران شجاعی مانند سید حسین فاطمی مدیر روز نامه باختر امروز و عبد الرحمن فرامرزی و خلیل ملکی از طریق نوشتن مقاله در مطبوعات نسبت به ملی شدن نفت به مردم اگاهی می دادند. مراجع تقلید و آیات ثلاث قم به رهبری ایت الله محمد تقی خوانساری و بسیاری از روحانیان برجسته استان ها با انتشار اعلانیه از ایده ملی شدن نفت حمایت کردند. با اوج گیری جنبش ملی، فشار دولت سپهبد رزم آرا بر مبارزین و مطبوعات در اواخر دی ۱۳۲۹ بیشتر شد. فاطمی و چند تن از روز نامه نگاران دستگیر و زندانی شدند.

آیت الله کاشانی با ایراد سخنرانی مهمی با حمایت از مطبوعات ادامه مبارزه برای ملی شدن نفت را واجب شرعی اعلام کرد و از مردم خواست تا پیروزی نهایی مقاومت کنند. وی به رزم آرا هم هشدار شدید داد. با دفاع رزم آرا، نخست وزیر از شرکت نفت انگلیس و ارائه قرار داد الحاقی به مجلس در ابتدای پاییز ۱۳۲۹ و رد قرارداد الحاقی توسط کمیسیون نفت و تاکید بر اصل ملی شدن نفت در ابتدای بهمن، درگیری رزم آرا و اقلیت جبهه ملی در مجلس وارد مرحله جدیدی شد.

سید مجتبی نواب صفوی رهبر جمعیت فداییان اسلام با آیت الله کاشانی دیدار کرد. در این ملاقات راه های ادامه مبارزات ملی با هدف ملی شدن نفت بررسی شد. پس از این ملاقات نواب با انتشار بیانیه شدید اللحن به رژیم پهلوی هشدار داد تا مقابل مردم نایستد. نواب همچنین ترور عبد الحسین هژیر وزیر دربار در سال ۱۳۲۸ را به رزم آرا یاد آوری کرد. شجاعت نواب در آن مقطع در بالا بردن روحیه مردم و جناح های سیاسی بشدت موثر بود.

دولت با هماهنگی دربار و رزم آرا و با هدف جلوگیری از تصویب طرح ملی شدن نفت و همراهی با شرکت مصمم شد لایحه قرارداد الحاقی را از مجلس باز پس گیرد. با اوج گیری تحرکات جناح حاکم علیه ملیون، مصدق با ایراد یک سخنرانی مهم در کمیسیون نفت، طرح ملی شدن صنعت نفت را بزرگترین اقدام برای آزادی و ترقی ملت ایران دانست و بر ادامه حرکت تاکید کرد.

تظاهرات به نفع جبهه ملی در تهران و دیگر شهر ها هر روز توسعه یافته و مردم نوار های سه رنگ پرچم ایران را با شعار "نفت باید ملی شود" به سینه خود می زدند. در فاصله نیمه دی تا نیمه بهمن ۱۳۲۹ دو میتینگ بزرگ مردم تهران در حمایت از جنبش نفت در مسجدشاه بازار و میدان بهارستان برگزار شد. احزاب متشکل در جبهه ملی در این دو میتینگ مهم حضور داشتند.

کشاورز صدر و عبدالله معظمی نمایندگان ملی مجلس اقدام به استضاح دولت کردند و اقدام رزم آرا در خصوص پس گرفتن لایحه قرار داد الحاقی را محکوم کردند. تقابل نهضت ملی با رزم آرا به اوج رسید. وی از اواخر بهمن مذاکرات فشرده ای را با سفیر ان آمریکا و انگلیس در تهران برای پیدا کردن راه حل سیاسی معضل نفت انجام داد.

به موازات افزایش تحرکات سیاسی رزم آرا علیه جنبش، مصدق در سخنرانی مفصل خود اعلام کرد، تنها راه تن دادن به ملی شدن نفت است. امروز باید در یک محیط صمیمی به اتفاق آرا به آرزوهای ملت ایران که با فتاوی علمای اعلام نیز فریضه دینی ما شده است لبیک اجابت گفته و ملی شدن صنعت نفت را در سراسر کشور تصویب و برای گذشتن از آخرین مرحله قانونی تقدیم مجلس شورای ملی کنیم.

در پی اظهارات تند رزم آرا در مجلس در مخالفت کامل و قاطع با ملی شدن نفت و عدم طرح مفاد مذاکره با سفیر انگلیس، مصدق قطع مذاکره با دولت را اعلام و ملی شدن در دستور کار کمیسیون نفت قرار گرفت. در روز ۱۶ اسفند سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی ترور شد. فداییان اسلام مسئولیت ترور را به عهده گرفتند و ضارب خلیل طهماسبی عضو شاخص فداییان بود. با افزایش هیجان عمومی پس از ترور رزم آرا در روز ۱۷ اسفند کمیسیون نفت به اتفاق آرا اصل ملی شدن نفت در سراسر ایران را تصویب کرد.

اقدامی برای منافع ملی

احسان ابواسحاق، نویسنده و روزنامه نگار در یادداشتی در خصوص متن پیشنهادی کمیسیون ویژه نفت در مجلس شورای ملی گفته است: "به ‌نام سعادت ملت ایران و به ‌منظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد میکنیم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثناء ملی اعلام شود یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری در دست دولت قرار گیرد. "

وی ادامه داد: این ماده واحده در عصر روز ترور سپهبد رزم آرا نخست وزیر در مجلس ختم در مسجد بوسیله‌ی خلیل طهماسبی به تصویب می رسد. روایت کرده‌اند دکتر مصدق درب کمیسیون را از پشت قفل کرده بود تا اعضا به طمع هیاهوی ترور نخست وزیر خارج نشوند و بر متن و در محتوای ماده واحده به تفاهم برسند. حاجیعلی رزم آرا نخست وزیر به خاک افتاده از مخالفان سرسخت ملی شدن نفت بود و یک جمله مشهور در این باره پشت تریبون مجلس ایراد می کند "ملتی که نمی تواند لولهنگ بسازد، می خواهد صنایع نفت را اداره کند!؟ محمد مهدی عبدخدایی معتقد است که این اقدام خلیل طهماسبی و در حقیقت نثار خون او مرکب امضای قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران شده است. پس از تصویب ماده واحده در کمیسیون مخصوص نفت مجلس شورای ملی در بیست و چهارم اسفند و مجلس سنا در بیست و نهم اسفندماه این قانون را مصوب می کنند.

طبق گفته های ابواسحاق اکنون و هفتاد و یک سال پس از تصویب این قانون و بی اعتنا به آن چه پیش و پس از آن اتفاق افتاد می توان این سوال را مطرح کردکه کدام زمینه ها و آموخته های تاریخی ملت ایران را به سمت این اقدام ملی سوق داد و یکپارچگی کم نظیری میان آحاد ملت برای تحقق این آرمان پدید آورد؟ با وقوع انقلاب صنعتی و توسعه ی اقتصادی-نظامی غرب، ملت ایران در اولین مواجهه ها با دول غربی دریافت کشور دچار ضعف و سستی گشته و منافع و مواهب آن به یغما خواهد رفت. سیل تحمیل امتیازهای گوناگون در دوران قاجاریه (رویتر، رژی و انحصار گمرکات و...) نشان داد ضعف و نداشتن ساز و برگ مناسب در عرصه‌های گوناگون راه به استیلا و وادادگی خواهد برد. دول استعمارگر بی‌توجه به ملاحظات و منافع ایرانیان با نخوت و از موضع بالا تنها به حداکثر رسانیدن منافع خود بی‌توجه به حقوق و شئون ایرانیان پرداختند.

این نویسنده معتقد است:  کسب امتیازها و انحصارهای اقتصادی راه به دخالت‌های مکرر سیاسی و سعی برای تبدیل کشوری کهن و پرغرور چون ایران به یک مستعمره یا تحت الحمایه می برد. تاثیر و دخالت در امور داخلی کشور با گماشتن رجال ضعیف و فاسد، تجزیه کشور با قراردادهایی مثل آخال، پرداخت انواع رشوه ها (نمونه آن پرداخت پول به وثوق الدوله نخست وزیر وقت و نیز صارم الدوله و  نصرت فیروز برای امضا و تحمیل قرارداد ننگین تحت الحمایگی ایران زیر عنوان ۱۹۱۹) زمینه را برای وابستگی و از میان بردن استقلال ایران فراهم نموده بود. مواردی چون ایستادگی در موضوع امتیاز رویتر در زمان ناصرالدین شاه که فتوای میرزای شیرازی "الیوم استعمال توتون و تنباکو بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان است" و تابعیت و حضور آحاد مردم آن را ملغی ساخت. (آورده‌اند وقتی ناصرالدین شاه از انیس الدوله سوگلی حرمسرا تقاضای قلیان کرد و با استنکاف او و بیان حرمت مواجه شد، پرسید چه کسی قلیان را حرام کرده؟ و پاسخ شنید همان که مرا بر تو حلال کرده) و نیز در قضیه قرارداد ۱۹۱۹ که ایستادگی رجال مذهبی-ملی توانست بازی را عوض کند ملت را به این باور رساند که در مقابل این دست مطامع تنها راه ایستادگی و اتحاد است. این آموخته‌ی تاریخی در بازه زمانی ملی نمودن صنعت نفت به مردم و رجال سیاسی اعمتاد به نفس و استمرار در فداکاری و جانبازی عطا کرد.

به گفته وی از زمان انعقاد قرارداد دارسی میان دولت ضعیف ایران و ویلیلم ناکس دارسی تا تمدید و تغییراتی در آن به سال ۱۹۳۳ عملا منافع ملت ایران نادیده انگاشته شد و قرارداد یک‌طرفه و از سر غرور تنظیم و تحمیلی همراه با تحقیر صورت می‌گرفت. سید حسن تقی زاده عامل امضا قرارداد نفت در سال ۱۹۳۳ در مجلس شورای ملی بعد از سقوط رضاشاه علنا می‌گوید که تنها آلت فعل بوده و بر اجحاف و تحمیل در قرارداد صحه می گذارد. تکاپوی ملت و سیاسیون ایران برای آن بود تا اراده یک ملت برای نفی سلطه و تحقیر را به تمامی به نمایش بگذارند. شاید آن روزها برای اولین بار بود که یک ملت شرقی تحت ستم در مقابل امپراطوری بریتانیا محکم می ایستد (بعدها و پس از کودتا دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه شهید گفته بود من سفارت بریتانیا را بستم و نمی‌دانستم تا دربار هست لندن به سفارت نیاز ندارد) و حق خود را مطالبه می کند. برخی تاریخ نویسان و محققان معتقدند این اقدام ملت ایران الهام بخش جنبش استقلال هندوستان و نیز ملی کردن کانال سوئز و دیگر حرکات ضد استعماری در اقصای عالم شد.

صنعت نفت ملی شد

سرانجام طرح ملی شدن نفت با نام سعادت ملت ایران در روز ۲۴ اسفند توسط مجلس شورا و در روز ۲۹ اسفند توسط مجلس سنا به تصویب رسید و شادی سراسر ایران را فرا گرفت.   مردم تهران پس از اعلام رسمی ملی شدن نفت با تجمع در میدان بهارستان اقدام به نصب تصاویر مصدق رهبر جنبش بر سر در مجلس شورای ملی کردند.

دیدن تصاویری از آن زمان که  مدیریت موزه ها و مراکز اسناد صنعت نفت، منتشر کرده خالی از لطف نیست، در تصویر زیر یبینید که پس از تظاهرات عظیم مردم در ۲۴ اسفند ۱۳۲۹، مجلس شورای ملی به اتفاق آرا اصل ملی شدن نفت را تایید کرد و دکتر مصدق در چنین فضای سیاسی و اجتماعی موفق شد این قانون را در آخرین روز اسفند از تصویب مجلس سنا نیز بگذراند.

۲۹ اسفند؛ روزی که صنعت نفت برای مردم شد

تابلوی هیات مدیره موقت شرکت ملی نفت، پس از ملی شدن صنعت نفت و سفرهیات مدیره موقت به جنوب کشور، در مناطق نفتخیز جنوب نصب می شود.

۲۹ اسفند؛ روزی که صنعت نفت برای مردم شد

مردم تهران در دفاع از اقدام کابینه دولت مصدق در ملی کردن صنعت نفت کشور در مقابل ساختمان بانک ملی در خیابان فردوسی تهران تظاهرات می کنند.

۲۹ اسفند؛ روزی که صنعت نفت برای مردم شد

تظاهرات مردم تهران علیه سلطه انگلیسی ها بر نفت، در چهار راه نادری تهران، حمایت یکپارچه مردم از ملی شدن نفت سبب می شود دولت بریتانیا از توسل به زور و حمله به ایران منصرف شود.

۲۹ اسفند؛ روزی که صنعت نفت برای مردم شد

تظاهرات مردم تهران در مقابل مجلس شورای ملی به دفاع از ملی شدن صنعت نفت.

۲۹ اسفند؛ روزی که صنعت نفت برای مردم شد

انتهای پیام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۰ساعت   توسط khavari  | 

تبدیل وضعیت ایثارگران قانون بودجه سال ۱۴۰۰ با آخرین اصلاحات و الحاقات ابلاغی

2 مارس 2022

4264,711 زمان تقریبی مطالعه 12 دقیقه

تبدیل وضعیت ایثارگران قانون بودجه سال ۱۴۰۰ با آخرین اصلاحات و الحاقات ابلاغی (مطلب تنقیحی غیررسمی)

شناسنامه قانون- در اجرای تکلیف بند (د) تبصره (۲۰) قانون بودجه سال ۱۴۰۰ کل کشور و به موجب ماده (۴۴) ضوابط اجرایی قانون مذکور، به منظور ایجاد هماهنگی و وحدت رویه در ساز و کارها و فرآیندهای مربوط به تبدیل وضعیت استخدامی ایثارگران موضوع بند قانونی فوق الذکر در دستگاه‌های اجرایی مشمول ماده (۲) قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران، تا کنون ۴ بخشنامه در خصوص تبدیل وضعیت ایثارگران از سوی سازمان‌های اداری و استخدامی کشور و برنامه و بودجه کشور (مشترک و به‌تنهایی)، صادر شده است.

بخشنامه‌های صادره به ترتیب زمانی:

در این مطلب سعی بر آن است که همه مقررات مربوط به صورت تنقیحی آورده شود. با توجه به این‌که در دو بخشنامه اخیر ابلاغی، مواردی به صورت پرسش و پاسخ و رفع ابهام آورده شده که بعضاً به صورت ضمنی و بدون ذکر صریح تغییرات اصلاحاتی صورت داده است، مقررات مربوط در ذیل بخشنامه اصلی جایابی شده است. اما قطعاً در همه این موارد و ابهامات احتمالی، نظر سازمان اداری و استخدامی کشور مبنا خواهد بود.

متن تنقیحی غیررسمی تبدیل وضعیت ایثارگران قانون بودجه سال ۱۴۰۰

ماده ۱- در این دستورالعمل تعریف و اختصارات در معانی زیر بکار می روند:

– قانون: قانون بودجه سال ۱۴۰۰ کل کشور

– مشمولین: مشمولین ماده (۲۱) قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران و اصلاحات بعدی آن که در دستگاه‌های اجرایی شاغل هستند و به موجب بند «د» تبصره (۲۰) قانون، باید به استخدام رسمی دستگاه اجرایی تبدیل وضع یابند.

  • با توجه به قسمت اخیر مصوبه شماره ۷۵۸۰۴/ت۵۹۲۴۱هـ مورخ ۱۹/۷/۱۴۰۰ هیأت وزیران، رزمندگان جبهه مقاومت نیز مشمول قوانین و مقررات حاکم بر رزمندگان هستند. (بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰) – تکرار در پرسش ۵ بخشنامه «مجموعه پرسش و پاسخ» (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • با توجه به تصریح بند «د» تبصره (۲۰) قانون بودجه سال ۱۴۰۰ کل کشور، صرفاً ایثارگرانی که از نظر ایثارگری در شمول ماده (۲۱) قانون جامع خدمات‌رسانی به ایثارگران هستند مشمول حکم و برخورداری از مزایای مندرج در بند قانونی مذکور قرار می‌گیرند. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)

– سازمان: سازمان اداری و استخدامی کشور

– دستگاه اجرایی: دستگاه‌های اجرایی مشمول ماده (۲) قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران

– نیروی قراردادی: مشمولینی که به موجب قرارداد مقام صلاحیتدار، قرارداد مستقیم با دستگاه اجرایی داشته (اعم از مشمولین تبصره ذیل ماده ۳۲ قانون مدیریت خدمات کشوری، قانون کار و یا سایر قوانین و مقررات حاکم بر دستگاه های اجرایی) و به طور تمام وقت در فعالیت‌های مربوط به امور جاری دستگاه فعالیت می‌نمایند.

  • منظور از عبارت «امور جاری یا فعالیت جاری»، اموری هستند که در جهت انجام مأموریت‌های پست‌های سازمانی مصوب دستگاه و یا پشتیبانی از انجام مأموریت‌های سازمانی در محل دستگاه‌های اجرایی صورت می‌پذیرند. (بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰)- تکرار در پرسش ۱ بخشنامه «مجموعه پرسش و پاسخ» (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • متعهدین خدمت موضوع قانون مربوط به خدمت پزشکان و پیراپزشکان مصوب ۱۳۷۵ (نیروهای طرحی اجباری) مشمول قانون مذکور نمی باشند. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)

– نیروی شرکتی: مشمولینی که از سوی شرکت‌های طرف قرارداد با دستگاه اجرایی بکارگیری شده و در دستگاه اجرایی به طور تمام وقت در فعالیت‌های مربوط به امور جاری دستگاه فعالیت می‌نمایند.

  • منظور از عبارت «امور جاری یا فعالیت جاری»، اموری هستند که در جهت انجام مأموریت‌های پست‌های سازمانی مصوب دستگاه و یا پشتیبانی از انجام مأموریت‌های سازمانی در محل دستگاه‌های اجرایی صورت می‌پذیرند. (بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰)
  • تکرار در پرسش ۱ بخشنامه «مجموعه پرسش و پاسخ» (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)

– نیروی طرحی: مشمولینی که برابر موافقتنامه‌های مبادله شده بین سازمان برنامه و بودجه کشور و دستگاه اجرایی، از محل اعتبارات طرح‌های عمرانی توسط دستگاه اجرایی بکارگیری شده و به طور تمام وقت در فعالیت‌های مربوط به دستگاه فعالیت می‌نمایند.

با توجه به اینکه نیروهای شاغل در فعالیت‌های طرح‌های عمرانی (تملک دارایی‌های سرمایه‌ای)، موضوعاً از شمول ماده (۲۱) قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران خارج می‌‎باشند و حکم مقرر در ماده مذکور صرفاً فعالیت‌های جاری دستگاه اجرایی را در برمی‌گیرد، لذا نیروهای شاغل در طرح‌های عمرانی در شمول بند قانونی مذکور قرار نمی‌گیرند. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)

ماده ۲- مشمولینی که در زمان تصویب قانون، به صورت تمام وقت در یکی از حالات آزمایشی (رسمی آزمایشی)، پیمانی، قراردادی، طرحی و شرکتی برای انجام فعالیت‌های جاری دستگاه، در دستگاه‌های اجرایی به موجب حکم یا قرارداد مقام صلاحیتدار خدمت می نمایند، با رعایت شرایط زیر به صورت رسمی (یا عناوین مشابه بر اساس مقررات مورد عمل در دستگاه اجرایی)، استخدام و یا تبدیل وضع می شوند:

  • منظور از عبارت «امور جاری یا فعالیت جاری»، اموری هستند که در جهت انجام مأموریت‌های پست‌های سازمانی مصوب دستگاه و یا پشتیبانی از انجام مأموریت‌های سازمانی در محل دستگاه‌های اجرایی صورت می‌پذیرند. (بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰)- تکرار در پرسش ۱ بخشنامه «مجموعه پرسش و پاسخ» (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • در آن دسته از دستگاه‌های اجرایی که برخی از مشاغل دستگاه بر اساس قوانین و مقررات حاکم، به نیروهای کارگری مشمول قانون کار تخصیص یافته است، در مشاغل مذکور در صورت تقاضای مستخدم و با ارائه تعهد رسمی مبنی بر رضایت فرد، تبدیل وضعیت به قرارداد کارگری دائم انجام و در غیر اینصورت بر اساس ضوابط حاکم بر دستگاه به رسمی تبدیل وضع پیدا می‌نمایند. (بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰)- تکرار با تفصیل بیشتر در پرسش ۲ بخشنامه «مجموعه پرسش و پاسخ» (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • حقوق و مزایای ایثارگرانی که از قراداد موقت کارگری به قرارداد کارگری دائم تبدیل وضعیت می‌یابند در دستگاه‌های اجرایی مشمول قانون کار براساس قانون کار و درچارچوب ضوابط و مقررات حاکم بر آن دستگاه‌ها تعیین می‌شود. لیکن در سایر دستگاه‌های اجرایی ازجمله دستگاه‌های مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری براساس ضوابط و مقررات قرارداد مشاغل کارگری موضوع بخشنامه شماره ۲۸۹۶۵/۹۰/۲۰۰ مورخ ۱۳/۱۱/۱۳۹۰ معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور (سابق) تعیین می‌شود. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • ایثارگران مشمول مصوبه که در دهیاری‌ها شاغل هستند به قرارداد کارگری دائم در دهیاری‌ها متبوع تبدیل وضع می‌یابند. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • رانندگانی که به صورت تمام وقت در خدمت دستگاه اجرایی بوده و بیمه پرداختی آن توسط شرکت پیمانکاری یا دستگاه اجرایی تامین می‌شود مشمول قانون مذکور می‌باشند. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • نیروهایی که از محل وجوه خودگردانی مجتمع‌های فرهنگی و آموزشی و رفاهی بکارگیری شده‌اند مشمول دستورالعمل مذکور نمی‌شوند. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • با توجه به اینکه “خرید خدمات مشاوره” موضوعاً متفاوت با “جذب و بکارگیری نیروی انسانی” می‌باشد و خرید خدمات مشاوره، بکارگیری نیروی انسانی محسوب نمی‌گردد و از طرفی خرید خدمات مشاوره در اقسام و مصادیق گوناگون آن با اشخاص حقیقی و حقوقی ذی صلاح در چارچوب قانون برگزاری مناقصات و آیین‌نامه خرید خدمات مشاوره (مصوبه شماره ۱۹۳۵۴۲‏/ت۴۲۹۸۶ک مورخ ۱‏/۱۰‏/۱۳۸۸ هیأت وزیران) و سایر مقررات ذی ربط صورت می‌‎گیرد؛ بنابراین استخدام یا تبدیل وضع ایثارگران خرید خدمات مشاوره موضوعیت ندارد. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)

۱- صلاحیت مشمولین برای استخدام رسمی به تأیید گزینش برای استخدام رسمی فرد، ادامه خدمت وی در دستگاه اجرایی تابع حکم مقرر در ماده (۴۷) آیین نامه اجرایی قانون گزینش کشور می‌باشد.

۲- پست بلاتصدی در تشکیلات تفصیلی دستگاه برای انتصاب مشمولین وجود داشته باشد (در صورت عدم وجود پست بلاتصدی مناسب برای افراد مشمول، دستگاه اجرایی می‌تواند از طریق «سامانه ملی مدیریت ساختار دستگاه‌های اجرایی کشور» نسبت به پیشنهاد تغییر عناوین پست‌های سازمانی و یا انتقال و جابجایی آن متناسب با شرایط مشمولان اقدام نماید).

  • دستگاه اجرایی می‌تواند نسبت به ثبت درخواست تغییر عنوان پست سازمانی بلاتصدی و جابجایی آن در سامانه ملی مدیریت ساختار دستگاه‌های اجرایی کشور جهت تخصیص به ایثارگران مشمول اقدام نماید. ضمناً در صورت ضرورت جابجایی پست بین واحدهای زیرمجموعه یک دستگاه، این امر صرفاً جهت تخصیص پست به ایثارگران مشمول بند «د» قانون بودجه سال ۱۴۰۰ کل کشور صورت می‌پذیرد. خاطرنشان می‌سازد برای افراد دیپلم و زیردیپلم پست سازمانی معرفی شده به پست بانام تبدیل می‌شود و پس از خروج فرد از سیستم به حالت قبل برمی‌گردد. (بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰) –تکرار در پرسش ۱ بخشنامه «مجموعه پرسش و پاسخ» (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • اگر دستگاه اجرايي داراي پست سازماني متناسب مشمولین باشد، لازم است صرفاً نسبت به به‌روزآوري تشکيلات اسمي در سامانه ملي مديریت ساختار دستگاه‌هاي اجرايي کشور اقدام نمايد. شایان ذکر است شرایط احراز در مجموعه سامانه های کارمندایران بررسی می گردد. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)

۳- حق بیمه این نیروها باید توسط دستگاه اجرایی مربوط یا شرکت‌های طرف قرارداد با دستگاه اجرایی پرداخت شده باشد.

تبصره: موارد استثناء این بند در خصوص نیروهای قراردادی، با اعلام بالاترین مقام دستگاه اجرایی و تأیید ذیحساب مبنی بر دریافت حقوق و مزایا از دستگاه اجرایی بابت فعالیت تمام وقت در امور جاری دستگاه از ابتدای سال ۱۳۹۹، قابل اقدام است.

۴- این نیروها باید در زمان تصویب قانون با دستگاه اجرایی یا شرکت‌های طرف قرارداد، قرارداد داشته باشند و قرارداد آنها در سال جاری نیز تمدید شده باشد.

تبصره ۱: استخدام و تبدیل وضع مشمولین با رعایت تبصره (۲) قانون اصلاح بند (و) ماده (۴۴) قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران صورت می‌پذیرد. رعایت شرایط احراز از نظر مدرک تحصیلی در مشاغل تخصصی دستگاه‌های اجرایی ضروری است.

  • بنا به تصریح بند «د» تبصره (۲۰) این قانون، رعایت مفاد تبصره (۲) بند «و» ماده (۴۴) قانون برنامه پنجم توسعه و اصلاحیه آن لازم کلیه ایثارگران موضوع ماده (۲۱) قانون جامع خدمات‌رسانی به ایثارگران معاف از سن می‌باشند. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • دستگاه‌های مشمول بخشنامه مجازند در صورت دارا بودن پست بلاتصدی متناسب با مدارک تحصیلی ایثارگران موصوف، اقدام به اعمال مدارک تحصیلی دانشگاهی آنان نمایند. در صورتی که دستگاه‌های مشمول فاقد پست سازمانی بلاتصدی متناسب با مدرک تحصیلی ایثارگر باشند، پست سازمانی «متصدی خدمات عمومی» به این دسته از ایثارگران تعلق می‌گیرد. (بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰)
  • بخشنامه شماره ۲۴۲۳۲ مورخ ۹/۵/۱۴۰۰ الحاق شغل متصدی خدمات عمومی جهت تبدیل وضعیت مشمولین بند «د» تبصره (۲۰) قانون بودجه سال ۱۴۰۰ کل کشور در شهرداری‌ها نیز قابل تسری و اجرا می‌باشد. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)

تبصره ۲: در استخدام و تبدیل وضعیت اعضای هیأت علمی دستگاه های اجرایی و همچنین کادر آموزشی وزارت آموزش و پرورش، مقررات خاص مربوط به این گروه از شاغلین توسط دستگاه های مربوطه اعمال خواهد شد.

  • نیروهای حق‌التدریس در صورت داشتن سابقه حق‌التدریس تمام وقت همانند نیروهای رسمی یا پیمانی دستگاه (نظیر معلمین در وزارت آموزش و پرورش) مشمول تبدیل وضع می‌گردند. تبدیل وضع این نیروها با رعایت تبصره «۲» ماده (۲) دستورالعمل شماره ۱۳۷۵۸ مورخ ۱۹/۳/۱۴۰۰ صورت می‌گیرد. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)

تبصره ۳- تاریخ اجرای احکام رسمی صادره برای مشمولین این قانون ۱/۱/۱۴۰۰ می باشد.

  • اصلاحیه: تاریخ اجرای احکام رسمی صادره برای مشمولین مصوبه، پس از تاریخ اعلام نظر گزینش و تأمین اعتبار می‌باشد صدور احکام برای آن دسته از دستگاه‌های اجرایی که شماره مستخدم از سامانه کارمندایران دریافت می‌کنند پس از صدور شماره مستخدم خواهد بود. (بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰)

ماده ۳- سهم هر یک از دستگاه های اجرایی از سقف اعتبار تعیین شده در بند (د) تبصره (۲۰) قانون، توسط سازمان برنامه و بودجه کشور مشخص خواهد شد. همچنین دستگاه‌های اجرایی موظفند با تأیید سازمان برنامه و بودجه کشور نسبت به جابجایی اعتبارات مربوط به حقوق و مزایای مستمر و غیرمستمر آن دسته از مشمویلن این دستورالعمل که به استخدام رسمی دستگاه درمی آیند، از سایر فصول به فصول (۱) و (۶) اقدام نمایند.

تبصره: اعتبار مورد نیاز برای تبدیل وضعیت مشمولین آن دسته از دستگاه های اجرایی مشمول بند «د» تبصره (۲۰) قانون که فاقد ردیف در جداول (۷) و (۱۰) قانون هستند، از محل منابع داخلی تأمین می‌گردد.

  • اعتبارات مربوط به حقوق و مزایای آن دسته از نیروهای شرکتی و نیروهای طرحی شاغل در فعالیت‌های جاری که در راستای بند قانونی صدرالذکر به استخدام دستگاه اجرایی درمی‌آیند، از محل اعتبارات مربوطه در دستگاه اجرایی کسر و به اعتبارات مربوط به حقوق و مزایای کارکنان منتقل می‌شود. (بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰)
  • چنانچه تأمین اعتبار لازم برای تبدیل وضع نیروهای مشمول دستورالعمل از محل منابع داخلی و یا اعتبارات موجود دستگاه امکان‌پذیر باشد، نیازی به اخذ تأییدیه تأمین اعتبار از سازمان برنامه و بودجه کشور نبوده و دستگاه‌های اجرایی با تأیید ذیحسابی یا مدیر مالی دستگاه و سایر ضوابط مربوطه نسبت به تبدیل وضع نیروهای مشمول و اخذ شماره مستخدم از سامانه کارمندایران اقدام می‌نمایند. در صورت نیاز دستگاه‌های اجرایی برای تأمین اعتبار از محل ردیف ۸۰- ۵۵۰۰۰۰ قانون بودجه سال جاری، اخذ تأییدیه تأمین اعتبار از سازمان برنامه و بودجه کشور برای ادامه فرآیند استخدام یا تبدیل وضعیت الزامی است. (بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰)

ماده ۴- در صورت محدودیت اعبارات تخصیصی دستگاه (در سقف اعتبار تعیین شده در قسمت اخیر بند «د» تبصره (۲۰) قانون) اولویت برای استخدام و یا تبدیل وضع مشمولین بر اساس سابقه خدمت بیشتر می باشد.

ماده ۵- بکارگیری نیروی انسانی جدید در دستگاه‌های اجرایی به جایگزینی نیروهای قراردادی، شرکتی و طرحی که در اجرای بند (د) تبصره (۲۰) قانون، به استخدام رسمی دستگاه اجرایی درمی‌آیند، ممنوع است.

  • تکرار و تأکید: بکارگیری نیروی انسانی جدید در دستگاه‌های اجرایی به جایگزینی کلیه نیروهایی (اعم از قراردادی، شرکتی و طرحی) که در اجرای بند (د) تبصره (۲۰) قانون بودجه سال ۱۴۰۰ کل کشور به استخدام رسمی دستگاه اجرایی درمی‌آیند ممنوع است. (بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰)

ماده ۶- تمامی دستگاه‌های اجرایی موظفند پس از اجرای این دستورالعمل، اطلاعات کارکنان را در سامانه کارمندایران (زیرسامانه پاکنا) بارگذاری و بروزرسانی نمایند. آن دسته از دستگاه‌های اجرایی که شماره مسخدم از سازمان دریافت می‌نمایند، باید اطلاعات و مستندات مشمولین را با رعایت شرایط این دستورالعمل در سامانه کارمند ایران بارگذاری و ارسال نمایند تا اقدام لازم نسبت به صدور شماره مستخدم برای افراد واجد شرایط به عمل آید. بررسی اطلاعات و صدور شماره مستخدم برای مشمولین شاغل در واحدهای استانی توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان و برای مشمولین شاغل در واحدهای ستادی دستگاه‌های اجرایی توسط سازمان صورت می‌پذیرد. مسئولیت صحت اطلاعات و مستندات بارگذاری شده در سامانه مذکور در چارچوب قوانین و مقررات بر عهده دستگاه اجرایی است.

تبصره: دستگاه‌های اجرایی اطلاعات و مستندات مشمولین رسمی شاغل در دستگاه که دارای حکم کارگزینی بوده ولی فاقد شماره مستخدم می‌باشند را نیز با رعایت شرایط این دستورالعمل در سامانه کارمند ایران، جهت صدور شماره مستخدم رسمی بارگذاری و ارسال نمایند.

ماده ۷- مسئولیت پیگیری اجرای بند (د) تبصره (۲۰) قانون و مفاد این دستورالعمل در آن دسته از دستگاه‌های اجرایی که برای کارمندان خود از سامانه کارمندایران شماره مستخدم دریافت نمی‌نمایند (نظیر وزارت نفت، بنیاد مستضعفان، وزارت اطلاعات و…) حسب مورد بر عهده بنیاد شهید و امور ایثارگران و سازمان رزمندگان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح می‌باشد.

تبصره: در صورت وجود ابهام در خصوص انطباق افراد از نظر ایثارگری با مصادیق عنوان شده در ماده (۲۱) قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران، احراز شرایط توسط بنیاد شهید و امور ایثارگران و سازمان رزمندگان وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح (حسب مورد) صورت خواهد گرفت.

ماده ۸- مسئولیت حسن اجرای بند (د) تبصره (۲۰) قانون و مفاد این دستورالعمل در دستگاه اجرایی، بر عهده بالاترین مقام دستگاه اجرایی است.

  • نحوه تعیین حقوق و مزایای ایثارگران پس از تبدیل وضعیت: حقوق و مزایای کارمندان با توجه به قوانین و مقررات حاکم بر دستگاه اجرایی براساس پست سازمانی مورد تصدی تعیین می‌شود و مستندی برای برقراری تفاوت تطبیق حقوق وجود ندارد. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • نحوه احتساب سابقه قبل از تبدیل وضعیت ایثارگران به عنوان سابقه قابل قبول برای بازنشستگی: در حال حاضر دادنامه شماره ۱۰۸۴ مورخ ۱۸/۹/۱۳۹۹ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص احتساب سوابق خدمت در شرکت‌های پیمانکاری طرف قرارداد با دستگاه‌های دولتی ملاک عمل می باشد. (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰)
  • نحوه محاسبه سوابق تجربی  برای ارتقاء رتبه، طبقه و یا گروه بر اساس ماده (۱۴) آیین‌نامه طرح طبقه‌بندی مشاغل می‌باشد.
  • نحوه احتساب مدرک تحصیلی بعد از تبدیل وضعیت (بخشنامه شماره ۶۸۱۳۵ مورخ ۴/۱۲/۱۴۰۰): با توجه به بند (۳) بخشنامه شماره ۱۷۰۰۶۱ مورخ ۲۴‏‏‏‏‏‏‏‏/۱۲‏‏‏‏‏‏‏‏/۱۳۹۳ سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور (سابق)، صرفاً کارمندان ایثارگری که قانوناً مجاز به استفاده از مأموریت آموزشی می باشند، در صورت پیش‌بینی رشته و مقطع تحصیلی بالاتر در شرایط احراز شغل مورد تصدی آنان، مشمول محدودیت دفعات اعمال مدرک تحصیلی مأخوذه موضوع بخشنامه مذکور نخواهند بود. احتساب آثار اداری و استخدامی مدارک تحصیلی منوط به پیش‌بینی رشته و مقطع تحصیلی بالاتر در شرایط احراز شغل مورد تصدی آنان بوده و از تاریخ تصویب کمیته ذی ربط قابل اعمال می‌باشد.
    بر این اساس؛
    الف: دستگاههای مشمول بخشنامه مکلفند در صورت دارا بودن پست بلاتصدی متناسب با مدارک تحصیلی ایثارگران موصوف اقدام به اعمال مدارک تحصیلی دانشگاهی آنان نمایند. در صورتی که دستگاههای مشمول فاقد پست سازمانی بلاتصدی متناسب با مدرک تحصیلی ایثارگر باشند، پست سازمانی متصدی خدمات عمومی به این ایثارگران تعلق می گیرد. (نسخ جنبه تکلیفی اعمال مدارک تحصیلی به وسیله بند (۴) بخشنامه شماره ۶۹۴۰۵ مورخ ۹/۱۲/۱۴۰۰)
    ب: در خصوص ایثارگرانی که مدارک تحصیلی دانشگاهی آنان نامرتبط با ساختار پست‌های سازمانی دستگاه متبوع خود می باشد، جهت فراهم نمودن زمینه انتقال این افراد به دستگاه‌های دارای پست سازمانی مرتبط موضوع در شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی طرح خواهد شد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۰ساعت   توسط khavari  | 

از ۸ سال و در گفت‌وگو با ایسنا مطرح شد

طالب نعمت‌پور سکوتش را شکست: هم تیمی‌ام مرا دوپینگی کرد/ می‌خواستند شکمم را پاره کنند

طالب نعمت‌پور سکوتش را شکست: هم تیمی‌ام مرا دوپینگی کرد/ می‌خواستند شکمم را پاره کنند

فرنگی کار سابق تیم ملی و دارنده مدال های طلای جهان و بازی های آسیایی در فاصله ۲ ماه مانده به پایان محرومیت ۸ ساله اش به علت دوپینگ، برای نخستین بار سکوت خود را شکست و یکی از رقبایش در تیم ملی را عامل دوپینگ خود معرفی کرد.

به گزارش ایسنا، طالب نعمت پور دارنده مدال های طلای جهان ۲۰۱۳، طلای بازی های آسیایی ۲۰۱۰ و طلا، نقره و برنز آسیا، راه پر فراز و نشیبی را در کشتی فرنگی پشت سر گذاشت و سرانجام پس از آنکه برای دومین مرتبه تست دوپینگش مثبت شد، ابتدا با محرومیت ۲ ساله، سپس مادام العمر و در نهایت محرومیت ۸ ساله از سوی اتحادیه جهانی کشتی روبرو شد.

او دوپینگ نخست در سال ۲۰۰۳ را ناشی از عدم آگاهی در سن ۱۸ سالگی می داند، اتفاقی که محرومیت ۲ ساله وی را به دنبال داشت. 

اما دومین دوپینگ در شرایطی کاملا متفاوت از مرتبه اول رخ داد، نعمت پور دیگر با کسب مدال طلای جهان و شکست بسیاری از چهره های مطرح کشتی جهان و المپیک، به مدعی درجه یک تیم ملی آن هم در وزنی حساس و شلوغ تبدیل شده بود.

طالب که از بسیاری از رفتارهای مربیان تیم ملی طی سال ها حضورش در اردو گلایه دارد و بر خلاف رقبایش خود را "تنها و غریب" می دانست، یکی از حریفانش در تیم ملی را مسبب اصلی ارتکاب مرتبه دوم به دوپینگ و نابود شدن زندگی ورزشی اش می داند.

طالب نعمت پور پس از گذشت ۸ سال از محرومیت خود و در حالیکه تنها ۲ ماه به پایان محرومیتش مانده، برای نخستین بار سکوت خود را شکست و گفت یکی از رقبایش که پیش از آن به عمد در تمرینات انگشت دست او را شکسته بود تا خودش به مسابقات آسیایی برود، به عمد دارویی را برای تسکین درد به او داده که همان باعث مثبت شدن تست دوپینگش و خداحافظی همیشگی اش از کشتی شده است‌.

او می گوید هم تیمی اش پس از آنکه به او داروی ممنوعه دوپینگ داده است، به نوعی از کادر فنی پاداش اینکار را گرفته و به مسابقات قهرمانی آسیا اعزام شده است.

طالب نعمت پور در مصاحبه تفصیلی خود با ایسنا، از مشقت های رسیدن به دوبنده تیم ملی، از دست دادن مسابقات جهانی در نخستین حضورش، ماجرای عجیب ارتکاب به دوپینگ با توطئه یکی از هم تیمی هایش تا درگیری با سعید عبدولی در اردوی تیم ملی گفت، که در ادامه می خوانید:

*از ۹ سالگی وارد باشگاه کشتی شدم

متولد ۱۳۶۳ در شهرستان کوهدشت استان لرستان هستم. ۳ برادر و یک خواهر دارم و پدرم نیز کارمند بازنشسته بود. برادرها و پسرعموهایم اهل ورزش و رشته کشتی بودند و من نیز از سن ۹ یا ۱۰ سالگی پایم به باشگاه کشتی باز شد. بعد از آن آرام آرام به کشتی علاقمند شدم و آن را به صورت جدی تر پیگیری کردم.

* ابتدا کارم را در کشتی آزاد شروع کردم

خیلی از مربیانم در شهرستان کوهدشت برایم زحمت کشیدند. شروع کار من ابتدا در رشته کشتی آزاد بود و یدالله کورانی مربیگری ام را بر عهده داشت. مدتی هم کشتی آزاد را ادامه دادم اما سپس به کشتی فرنگی رفتم. اولین مربیانم در کشتی فرنگی، حاج قاسم نعمتی، ابراهیم کرمی و شهاب نعمت پور بودند. کشتی فرنگی را ادامه می دادم اما نه به صورت خیلی جدی، مثلا به یکباره ۶ ماه باشگاه نمی رفتم و دوباره باشگاه را شروع می کردم.

* برادرانم باعث شدند به کشتی فرنگی بیایم

پسرعمو و برادرهای بزرگترم فرنگی کار بودند، برادر بزرگترم قهرمان دانشجویان جهان بود، پسرعموهایم قهرمان جوانان آسیا یا قهرمان ایران در کشتی فرنگی بودند، خود به خود وقتی به تمرینات آن ها می رفتم به سمت کشتی فرنگی سوق پیدا کردم.

اولین بار به مسابقات آموزشگاهی نونهالان رفتم که چهارم شدم. سال بعد از آن به مسابقات منطقه ای رفتم که چند استان در آن حضور داشتند و آنجا موفق به کسب مدال طلا شدم. دو سه مسابقه دیگر شرکت کردم و آخرین بار در مسابقات کشوری در وزن ۵۴ کیلوگرم چهارم شدم.

*کشتی گیر ریز نقشی بودم

سال بعد به رده جوانان رفتم و به یکباره قد کشیدم و وزنم در ۷ یا ۸ ماه از ۵۶ به ۷۴ کیلوگرم رسید و در وزن ۶۹ کیلوگرم کشتی می گرفتم. کشتی گیر ریز نقشی بودم، در رده نونهالان ۳۸ کیلوگرم کشتی می گرفتم، سال اول رده نوجوانان ۴۲ کیلو و سال آخر ۵۴ کیلو کشتی گرفتم.

* برای اولین بار در زمان چمن گلی به اردوی جوانان دعوت شدم
سال نخست در رده جوانان به فینال مسابقات کشوری رسیدم، آن سال مربی تیم ملی آقای چمن گلی بود و برای اولین بار در سال ۸۱ به اردوی تیم ملی و در رده جوانان دعوت شدم، ایرادات زیادی داشتم که در اردو این ایرادات تا حد زیادی برطرف شد، مخصوصا در حالت خاک همه ما دچار مشکل و ضعف بودیم.

* مسیر زندگی ورزشی من به سخت ترین شکل ممکن طی شد
در تیم ملی جوانان مسیر سختی داشتم، نفراتی در تیم ملی بودند که سال قبل از آن مدال جهانی داشتند و من واقعا بی تجربه بودم. سختی های زیادی کشیدم، خیلی سخت است در هر رشته ای که می خواهی حرفه ای فعالیت کنی مدیر برنامه خوب نداشته باشی. مجموعه ای از عوامل دست به دست هم داد تا مسیر زندگی ورزشی من به سخت ترین شکل ممکن طی شود و شاهد اتفاقات تلخ زیادی بودم.

* پرانرژی بودم اما شر نبودم

در نوجوانی و جوانی به آن معنا که بخواهم به اطرافیان و همسایه ها آزار برسانم شر نبودم اما خیلی پرانرژی و شوخ طبع بودم. با رفقایم شیطنت هایی داشتیم اما همگی در چارچوب ادب بود و همیشه سعی می کردم باعث آزار کسی نشوم، البته شاید گاهی اوقات برخی اطرافیان را اذیت کرده باشم.

*جام ناطق اولین حضورم در رده جوانان بود

در رده جوانان ابتدای کار در جام ناطق کشتی گرفتم که باختم. دوباره به اردوی تیم ملی آمدم، مسابقات قهرمانی آسیای جوانان به میزبانی مشهد در پیش بود و ما نیز ۴ نفر بودیم که انتخابی گذاشتند، در مرحله اول با دو نفر انتخابی گرفتم که آن ها را بردم و در واقع نفر اول وزن ۶۹ کیلوگرم شدم. در ۷۴ کیلوگرم دو کشتی گیر خوب به نام اسماعیل نژاد و عباس زاده را داشتند که کادر فنی می خواست یکی از آن ها را انتخاب کند. آن ها سال آخرشان در رده جوانان بود، سعید عباس زاده وزن کم کرد و به ۶۹ آمد که با او هم کشتی گرفتم اما ۳ بر یک باختم و ملی پوش نشدم.

* مسعود رشیدیان را دست کم گرفتم و باختم

همان سال یک وزن بالاتر آمدم و در ۷۴ کیلوگرم قهرمان آموزشگاه های کشور شدم. چند ماه بعد از آن در قهرمانی کشور جوانان با مهدی محمدی، مسعود رشیدیان و یک نفر دیگر در یک گروه قرار گرفتیم، من مسعود را نمی شناختم و نمی دانستم که کشتی گیر قابلی است، به همین دلیل اشتباه کردم و کشتی را شل گرفتم و دیدم نه داستان چیز دیگری است و در آخر هم باختم. مسعود سپس به مهدی محمدی باخت و من محمدی را بردم اما در نهایت محمدی بالا آمد و اول شد. ۵ یا ۶ ماه بعد از طریق استانی سهمیه جام ناطق را گرفتم و در حضور نفراتی مثل مهدی محمدی، کبابی، حبیب اخلاقی، شهاب شکری و فکر می کنم فرشاد علیزاده، قهرمان شدم.

*برای اولین بار در تورنمنت ارمنستان سوم شدم

پس از آن برای اولین بار به تورنمنت جلفالاکیان ارمنستان اعزام شدم. در آنجا به صورت دوره ای، ۴ یا ۵ کشتی گرفتم که کشتی ام مقابل ارمنستان گره خورد و نتیجه را به او دادند. در آنجا خیلی خوب کشتی گرفتم، نفر اول وزنم را با اختلاف بردم و در نهایت سوم شدم.

*گرشاسبی لب تشک خیلی حرص می خورد

پس از آن من را به جام تختی در رده بزرگسالان فرستادند و برای نخستین بار در رده بزرگسالان در وزن ۷۴ کیلوگرم کشتی گرفتم. خدا بیامرز محسن پودنکی، طاهرزاده، ذبیحی و همه مدعیان دیگر در جام تختی حضور داشتند که من به ماقبل فینال رسیدم و به کشتی گیر آذربایجان خوردم. یادم می آید کشتی خیلی حساس شده بود و حمیدرضا گرشاسبی لب تشک خیلی داد زد و حرص خورد. آن مبارزه به وقت اضافه کشیده شد و در آخر دست کشتی گیر آذربایجان بالا رفت. او مقابل خدابیامرز محسن پودنکی هم پیروز شد و به مقام قهرمانی رسید. البته کشتی گیر آذربایجان در فینال مقابل محسن با اختلاف پیروز شد اما مقابل من ۹ دقیقه مبارزه طول کشید و به سختی پیروز شد. من هم برای سوم چهارمی، طاهرزاده، کشکولی و حریف آمریکایی را بردم و به مدال برنز رسیدم.

*قربانی اختلاف کادر فنی جوانان و بزرگسالان شدم

دیگر من هم ملی پوش جوانان بودم و هم بزرگسالان. من اصلا نمی دانستم داستان چیست و کادر دو تیم مشکلی با هم دارند یا نه، کادر بزرگسالان به من می گفت برو به کادر جوانان بگو دیگر به تمرینات بزرگسالان می روم، از آنطرف هم کادر جوانان می گفت برو به آن ها بگو می خواهم با جوانان تمرین کنم. سال بعد هم المپیک بود و متاسفانه من در این بین و بخاطر اختلافاتی که بود نه جوانان من را خواستند و نه بزرگسالان!

*ماجرای مثبت شدن اولین دوپینگ در جام تختی

بعد از مدتی و در سال ۲۰۰۳ یک روز آقای چمن گلی به من گفت مشکلی برایت پیش آمده و برو مدتی استراحت کن. من ۱۸ سالم بود، نه علم این داستان را داشتم و نه اینکاره بودم که بخواهم دوپینگ کنم. هر اتفاقی برای من افتاد بخاطر این بود که علم و سوادش را نداشتم و کسی نبود که من را مدیریت کند. آن اتفاق تلخ زندگی ام بود چرا که با همه سختی ها خودم را به یک نقطه ای رسانده بودم و حالا باید برای مدتی کشتی را کنار می گذاشتم‌. آن زمان مثل الان نبود که مربیان نگاه حمایتی به کشتی گیر داشته باشند و او را در خیلی موارد مدیریت کنند.

*نگاه ها به من تغییر کرد

باور کن نمی دانم چه اتفاقی افتاد که تستم در جام تختی بزرگسالان که سوم شده بودم مثبت شده بود. هر چه بود روی حساب این بود که سواد این کار را نداشتم. اصلا کسی نبود من را آگاه کند و کمکم باشد. ۲ سال محروم شدم، دیگر حتی خانه ماندن، باشگاه رفتن، درس خواندن و هر کاری برایم سخت شده بود، نگاه ها به من‌ تغییر کرده بود، باشگاه می رفتم طور دیگری به من نگاه می کردند، هیچ وقت یادم نمی رود که در آن ۲ سال چه رفتارهای زشت و بدی با من شد، انگار جنایت کرده بودم و فکر می کردند دانسته در این ماجرا گرفتار شده بودم.

* در پادگان اهمیتی نمی دادند که کشتی گیر بودم

یک سال و خرده ای که از محرومیتم گذشته بود به خدمت سربازی رفتم، ۳ ماه آموزشی را در پادگان شهید باکری دزفول پشت سر گذاشتم که دیگر محرومیتم تمام شد. آن زمان شرایط طوری نبود که اصلا بتوانم در مدت ۳ ماه آموزشی تمرین جدی داشته باشم، اصلا سیستم سرباز قهرمان و این حرف ها نبود. بعد از آموزشی برای ادامه سربازی به خرم آباد رفتم. دیگر داخل پادگان بودم، یا برای پست دادن به برجک می رفتم یا گردان و دژبانی بودم و اصلا کسی برایش اهمیت نداشت که بالاخره عضو تیم ملی بودم. یک روز که در محل صبحگاه در حال دویدن بودیم، یکی از فرماندهان گردان که همشهری ام بود و می دانست که من ورزشکارم، من را شناخت و گفت اینجا چه کار می کنی و کدام گردان هستی؟ گفتم ۱۰۴. گفت بیا گردان ما، گفتم نه فقط سفارش کن که کمی هوای من را داشته باشند و کمتر اذیتم کنند. گفت من با فرمانده ات صحبت می کنم که به گردان ما بیایی. خلاصه صحبت کرد و فرمانده ما گفته بود که سرباز ندارم و باید به ما سرباز بدهید، همشهری ما هم گفته بود به جای یک سرباز دو سرباز به شما می دهم. بالاخره با انتقال من موافقت شد و به فرمانده گروهان سپرد که هوای من را داشته باشد.

*اشتباهم این بود که در ۲ سال محرومیت به وزن بالاتر نرفتم

یک ماه بعد مسابقات استانی بود که رفتم، بعد برای مسابقات کشوری در سنندج ۲۰ روز مرخصی گرفتم و تمرین کردم و به مسابقات کشوری رفتم. یک اشتباهی که من در طول ۲ سال محرومیتم داشتم این بود که به یک وزن بالاتر نرفتم و اصرار داشتم در همان وزن ۷۴ کیلوگرم به کشتی ادامه بدهم در حالیکه قدم بلندتر شده بود و فیزیکم کلا از حالت یک کشتی گیر ۷۴ کیلو درآمده بود. من کلا از قوانین جدید کشتی هم اطلاعی نداشتم، فقط در دزفول که بودم یک بار برای تمرین به باشگاه برادران اسفندیاری فر رفتم که در آنجا به من گفتند در قانون جدید دیگر دست از پشت نیست و باید از بغل کنده بگیری.

* به خودم گفتم چرا به کشتی برگشتی؟

در مسابقات کشوری در وزن ۷۴ کیلو کشتی گرفتم، آن زمان قانون کنده آمده بود و همچنین اجازه نمی دادند بین تایم آب بنوشیم، وزن زیادی کم کرده بودم و شدیدا تحت فشار بودم طوریکه صدای تماشاگران سالن در گوشم می پیچید، مقابل کشتی گیر کردستان کشتی گره خورده بود، دیگر چشمانم سیاهی می رفت و اصلا توان ادامه مبارزه را نداشتم، در همان وضعیت خدا را شکر که به یکباره عبدالله عزیزی در یک صحنه به داوری اعتراض کرد، من در تایم ۴۰ ثانیه ای برای بازبینی فیلم به خودم گفتم ۲ سال از کشتی دور بودی، برای چه برگشتی؟

* پس از ۲ سال دوری قهرمان ایران شدم

قلبم از فشار داشت می ترکید، میخواستم در همان وضعیت اصلا کشتی را رها کنم که مربی ام یک گاز استریل که با آب خیس شده بود را گوشه لبم گذاشت، دهانم خیس شد، کمی جان گرفتم، چشمانم می دید و دیگر صدای سالن در گوشم نمی پیچید، کشتی را بهتر ادامه دادم و پیروز شدم. در کشتی های بعدی مقابل مسعود رشیدیان، شهاب شکری پور و فرشاد علیزاده هم پیروز شدم و در نهایت در اولین میدان جدی پس از ۲ سال محرومیت به عنوان قهرمانی ایران رسیدم.

* بعد از قهرمانی کشور بدترین ساعت پست پادگان را برای من گذاشتند!
این رقابت ها در زمانی برگزار می شد که تیم ملی عازم مسابقات جهانی ۲۰۰۵ شده بود و در وزن من مهدی محمدی ملی پوش بود. مسئولان تیم نفت اهواز به من زنگ زدند و گفتند برای لیگ من را می خواهند، برای حضور در لیگ یا باید کارت پایان خدمت می داشتم یا گواهی اشتغال به تحصیل، به هر بدختی که بود قرارداد بستم. وقتی از مسابقات قهرمانی کشور سنندج به پادگان بازگشتم شیرینی خریدم تا در گردان پخش کنم. مسابقات من را از تلویزیون دیده بودند و پیش خودم می گفتم دیگر هوای من را بیشتر از قبل هم دارند. حاج یونس قبادی که خدا پدرش را بیامرزد فرمانده ام بود و خیلی هوای من را داشت اما خیلی ها دنبال این بودند که من را اذیت کنند. همان روزی که از مسابقات کشوری به پادگان برگشتم دیدم بدترین پست که از ساعت ۲ تا ۴ بامداد بود را به من داده اند، چون نه قبل و نه بعد از آن ساعت نمی شد خوابید بدترین زمان پست بود. از این برخوردها خیلی ناراحت می شدم، بغض می کردم و به هم می ریختم اما چیزی نمی گفتم و تحمل می کردم چرا که دیگر نمی خواستم وارد حاشیه شوم. حاج یونس همیشه هوای من را داشت، مثلا پیش فرمانده گروهان می رفتم مرخصی می خواستم نمی داد اما پیش فرمانده گردان می رفتم و میگفتم برای لیگ مرخصی می خواهم می‌گفت برو. دیگر شرایط جوری شده بود که خودم خجالت می کشیدم.

*در لیگ مهدی محمدی که ملی پوش جهانی بود را شکست دادم

۲۰ روز بعد از مسابقات کشوری، مسابقات لیگ برگزار شد که من در آنجا، مقابل مهدی محمدی که تازه از مسابقات جهانی ۲۰۰۵ برگشته بود با اختلاف پیروز شدم، قبل از آن دو مرتبه در رده جوانان کشتی گرفتیم که هر کدام یکبار صاحب پیروزی شده بودیم اما در اولین مصاف در رده بزرگسالان موفق شدم او را در لیگ شکست بدهم. لیگ به لحاظ مالی نیز در آن برهه کمک خوبی برایم بود و انگیزه ام برای تلاش را بیشتر کرده بود.

* برای تورنمنت بلغارستان کار خروجم درست نشد

اردوی تیم ملی بزرگسالان شروع شد و آقای بنا هم سرمربی بود. بعد از ورود به اردو به جام یادگار رفتم که به کشتی گیر ارمنستان باختم. پس از آن به اردوی تیم ملی بازگشتم و چند مرحله در اردو بودم. قرار بود به جام نیکولاپتروف بروم که کار خروجم از کشور درست نشد.

*من، سوریان و بقیه در تورنمنت لهستان باختیم

در سال ۲۰۰۶ که سرباز بودم بار دیگر در مسابقات قهرمانی کشور به قهرمانی رسیدم‌ و نفر اول وزنم بودم اما داود عابدین زاده کشتی گیر مد نظر آقای بنا بود. برای ۲ تورنمنت خارجی اسم من را دادند اما کارهای خروجم از کشور برای حضور در جام پادوبنی درست نشد و تیم رفت و من جا ماندم. گفتم پیگیر کارم بشوم ببینم گیر کارم کجاست، این پادگان، آن پادگان، ستاد مشترک و تربیت بدنی رفتم، در آخر موافقت کردند و به تورنمنت لهستان رفتم. حمید سوریان، محمدی، قاسم رضایی، سامان طهماسبی، مسعود هاشم زاده و پرویز زیدوند هم بودند که همگی باختیم، فقط قاسم رضایی و سامان طهماسبی به سوم چهارمی رسیدند که قاسم موفق شد سامان را شکست بدهد. من هم ۲ یا ۳ دور بردم اما در یک چهارم باختم.

* نظر بنا روی عابدین‌زاده بود

من به کسی باختم که در فینال آسیایی مقابل داود عابدین زاده هم پیروز شده بود اما با این وجود عابدین زاده هم به مسابقات جهانی رفت و هم به آسیایی و من به هیچکدام اعزام نشدم. حقیقتش این بود که من در ۷۴ کیلوگرم هر چند قهرمان ایران شده بودم اما نظر سرمربی تیم ملی روی عابدین زاده بود، البته باید واقعیت را گفت که داود از من و دیگران در آن برهه جلوتر بود.

* در وزن جدید قهرمان انتخابی تیم ملی شدم

سال ۲۰۰۶ وزنم را تغییر دادم، برای سال ۲۰۰۷ که آقای بنا هم رفته بود، محمد دلیریان و رضا سیم خواه آمده بودند. در مسابقات استانی در وزن ۸۴ کیلوگرم گرفتم که اول شدم اما ۲ یا ۳ روز قبل از مسابقات قهرمانی کشور برادرم فوت کرد و نتوانستم در مسابقات کشوری کشتی بگیرم اما ۲ یا ۳ ماه بعد برای مرحله نهایی انتخابی تیم ملی در شیراز به من سهمیه دادند، قبل از آن تیم به مسابقات آسیایی رفته بود و سامان طهماسبی هم در جهانی ۲۰۰۶ برنز گرفته بود و از انتخابی معاف شده بود. در مرحله نهایی شهاب شکری پور، هدی وند، اخباری و عابدین زاده حضور داشتند که من در اولین حضورم در وزن جدید همه را بردم و قهرمان مرحله نهایی انتخابی تیم ملی شدم.

* در نیکولاپتروف قهرمان المپیک را شکست دادم

۴۰ روز بعد به تورنمنت اوکراین رفتیم که من پنجم شدم اما سامان طهماسبی قهرمان شد. ماقبل فینال با سامان کشتی گرفتم که با نتیجه نزدیک شکست خوردم. ۴۰ روز بعد اینبار به جام نیکولاپتروف رفتیم که سامان دور اول باخت و من قهرمان شدم، در این مسابقات آندره آ مینگوزی از ایتالیا که قهرمان المپیک ۲۰۰۸ پکن شد یا ملونین نومونوی فرانسوی را شکست دادم.

* سیم‌خواه به دلیریان گفت بگو سامان برای جهانی انتخاب شده است

حالا در یک تورنمنت سامان طهماسبی اول شده بود و تورنمنت دوم او حذف شده بود و من به قهرمانی رسیده بودم. یادم نمی رود، بعد از مسابقات به سالن غذاخوری آمدیم، داشتم غذا می خوردم که دیدم خبرنگاران به دلیریان و سیم خواه زنگ زدند تا ببینند وضعیت انتخاب کشتی گیر وزن ۸۷ کیلوگرم چه می شود، دلیریان گفت باشد بعدا می گویم که فکر میکنم سیم خواه گفت خب بگو سامان انتخاب شده است. به هر حال سامان طهماسبی را انتخاب کردند و او دوباره اعزام شد و برنز گرفت.

*نمی دانستم ایرادم را به کدام مربی تیم ملی بگویم

چه می توانستم بگویم؟ من کسی را در تیم ملی نداشتم، تک و تنها بودم. سامان کنارش جمشید خیرآبادی را داشت، اخباری و علی اکبری، وزنه ای مثل ناصر نوربخش حمایتشان می کرد یا حبیب اخلاقی و کریم فر که مورد حمایت برادران اسفندیاری فر بودند، من کسی را نداشتم در حالیکه در وزنم همه کشتی گیران هر کدامشان شاگرد یکی از مربیان تیم ملی بودند و بالطبع آن ها هم دوست داشتند شاگرد خودشان ملی پوش شوند.
من در چنین شرایطی اصلا نمی دانستم به کدام مربی تیم ملی اعتماد کنم و ایرادم را بگویم چون می ترسیدم همان پاشنه آشیلم بشود!

* تنها به بیمارستان رفتم و چند روز بستری شدم

سال ۲۰۰۸ به جام جهانی زومباتلی مجارستان رفتم، بعد گفتند در جام یادگار هم باید کشتی بگیرید. خدا بیامرز بابک قربانی، علی اکبری، سامان، مجتبی کریم فر و ۲ تا داودها(اخباری و عابدین زاده) هم باید کشتی می گرفتند. ده روز مانده به مسابقات دل درد خیلی بدی گرفتم، هیچ کس هم همراهم نبود، تنها به بیمارستان رفتم و ۴ روز بستری شدم. دکتر بعد از آزمایش گفت آپاندیست در مرز ترکیدن است، یا باید آن را دربیاوریم یا اینکه چند روز بیمارستان بستری شوی و دارو مصرف کنی که من گفتم در بیمارستان می مانم. چند روزی در بیمارستان تک و تنها بستری شدم. آن موقع وزن عادی من ۸۹ کیلوگرم بود اما وقتی از بیمارستان مرخص شدم و پس از چند روز برای مسابقات روی باسکول رفتم وزنم ۸۳ کیلو و ۸۰۰ گرم بود و بیشتر از ۵ کیلوگرم کم کرده بودم، صورتم مثل گچ سفید شده بود، رفتم پیش آقای سیم خواه و گفتم وزنم افتاده اگر اجازه بدهید کشتی نگیرم اما گفت اگر نگیری دیگر هیچ شانسی نداری. سامان طهماسبی هم آمد وزن کشی کرد اما نمی دانم چرا کشتی نگرفت، خلاصه من با همان وضعیتی که داشتم کشتی گرفتم و قهرمان جام یادگار شدم.

* با باخت در فینال آسیایی بهانه دست کادر فنی دادم

آن موقع سامان طهماسبی با کسب مدال برنز در مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۰۷ موفق شده بود سهمیه المپیک ۲۰۰۸ پکن را بگیرد، قرار شد من در مسابقات آسیایی کشتی بگیرم. در فینال مقابل ماتسوموتو ژاپنی که در جام دانکلوف سامان را برده بود در تایم اول ۵ بر صفر پیروز شدم اما در دو تایم یک یک باختم و بهانه را به دست کادر فنی تیم ملی دادم. گفتند کسی که در آسیایی می بازد و نقره می گیرد چطور می تواند مدعی المپیک باشد؟ گفتند حالا بیا اردو. نزدیک المپیک بود که یک روز دیدم حمید سوریان، مسعود هاشم زاده، مهدی محمدی و سامان طهماسبی در حال دویدن روی تردمیل هستند، پرسیدم داستان چیست؟ گفتند کادر فنی گفت المپیکی ها بروند روی تردمیل بدوند و بقیه بروند دور دریاچه. گفتم یعنی چه؟ خیلی ناراحت شدم.

* کادر فنی بخاطر ۲ برنز جهان نمی توانست براحتی از نام سامان بگذرد

مهمترین دلیلی که کادر فنی سامان طهماسبی را برای المپیک انتخاب کرد این بود که او ۲ برنز جهان داشت و به این سادگی ها نمی توانستند از او بگذرند یا حکم به انتخابی رو در رو بدهند. اصلا من مثل همیشه تک و تنها بودم و صدایم به جایی نمی رسید که بخواهم اعتراض کنم. اینطور بود که المپیک پکن را هم از دست دادم. البته فکر می کنم ۳ ماه قبل از المپیک من و سامان را به یک تورنمنت فرستادند اما می دانستم روی من هیچ نظری ندارند و حمایتشان از کس دیگری بود، در چنین شرایطی وقتی می دانی کادر فنی تو را نمی خواهد از درون خالی می شوی و دیگر انگیزه ای نداری. من هم انگیزه ای نداشتم و به یک کشتی گیر درجه ۲ باختم.

*در جام یادگار اخلاقی و بابک قربانی را بردم

المپیک ۲۰۰۸ تمام شد و باز هم محمد بنا به تیم ملی بازگشت. سال ۲۰۰۹ در لیگ دو مرتبه با سامان طهماسبی کشتی گرفتم که هر ۲ بار پیروز شدم، بعد من و حبیب اخلاقی را به جام یادگار فرستادند که قرعه خیلی سختی داشتیم و من و حبیب و مرحوم بابک قربانی در یک گروه قرار گرفتیم که در آخر همه را بردم و طلا گرفتم. سامان هم چون پایش را بعد از المپیک عمل کرده بود غیبت داشت. بعد از آن به مسابقات آسیایی رفتم و قهرمان شدم.

*ماجرای از دست دادن مسابقات جهانی

بعد با بنا درباره مسابقات جهانی صحبت کرده بودیم. ۳ ماه مانده به مسابقات جهانی در اردو بودم که دکتر آمد و به او گفتم کمی کمرم درد می کند، معاینه کرد و گفت مو به کمرت برگشته و عفونت کرده است، بنابراین با نظر آقای بنا رفتم و جراحی کردم. همان زمان حبیب اخلاقی در انتخابی مرحله آخر کشتی گرفت و به اردوی تیم ملی آمد، قرار بود من به تورنمنت اوکراین بروم اما بخاطر جراحی آن را از دست دادم، حبیب اخلاقی را به تورنمنت حیدرعلی اف آذربایجان فرستادند که آنجا قهرمان شد. ۷۰ روز مانده به جهانی به تمرین آمدیم و در اردوها حضور داشتیم تا اینکه یک ماه مانده به مسابقات جهانی کادر فنی اعلام کرد شرایط حبیب از من بهتر است. گفتند تو جراحی کرده ای و حبیب هم در تورنمنت آخر نتیجه خوبی گرفته، اینطور شد که اینبار مسابقات جهانی را از دست دادم و اخلاقی اعزام شد و برنز گرفت.

* نمی توانستم به تصمیمات کادر فنی اعتراض کنم

حالا من که چند سال دنبال این بودم سامان را کنار بزنم و پشت او که مدال دارد نمانم، حالا یک مدال دار دیگر هم اضافه شد! اعتراضی نمی توانستم به تصمیمات کادر فنی بکنم و بگویم چرا من را انتخاب نمی کنید؟ صحبت می کردیم اما فایده ای نداشت وقتی تصمیم خود را گرفته بودند.

*در تمرین اگر هم بهترین بودم مربیان به بنا نمی گفتند!

در وزن من همه مربیان تیم ملی شاگرد داشتند و من تنها بودم. شاید هم نظر بنا این نبود اما مربیان تیم ملی روی تصمیم او تاثیر می گذاشتند. مثلا من اگر در تمرین بهترین نفر هم بودم هیچ کدامشان نمی رفت به بنا بگوید طالب امروز خوب بود اما در مقابل اگر یک روز حالم خوب نبود و بد تمرین می کردم سریع آن را به اطلاع بنا می رساندند و گزارش می کردند! دیگر گذشته و من همه شان را حلال کردم.
سال بعد که ۲۰۱۰ بود سامان به کشور  آذربایجان رفت تا برای آن ها کشتی بگیرد. آمدیم اردوی تیم ملی، گفتند حبیب و اخباری به تورنمنت گرجستان می روند و تو هم باید به تورنمنت آذربایجان بروی. حبیب رفت و با دو باخت پنجم شد و اخباری هم نتیجه نگرفت.

*برنده کوبایی اخلاقی در المپیک را شکست دادم

من که می خواستم به تورنمنت آذربایجان بروم، بنا گفت نه تو که تنها نمی روی، عابدین زاده و اخباری هم باید بیایند. من در آذربایجان قهرمان شدم و عابدین زاده هم سوم شد. سطح کیفی تورنمنت آذربایجان خیلی بالاتر از مسابقات گرجستان بود، من در آنجا زولتان فودور مجارستانی که نایب قهرمان المپیک پکن شده بود را شکست دادم، عابدین زاده را بردم و آلکسی میشین روس که قهرمان المپیک بود را هم شکست دادم و در آخر کشتی گیر آذربایجان که مدال برنز جهان داشت را بردم و طلا گرفتم. البته چند ماه قبل از این تورنمت هم من و حبیب اخلاقی با تیم ملی به جام جهانی مجارستان رفتیم که در آنجا هر دو نفرمان ۲ کشتی گرفتیم که پیروز شدیم. من کشتی گیر کوبایی را بردم که در المپیک توانسته بود اخلاقی را شکست دهد و نایب قهرمان جهان هم بود.

*سامان که رفت آذربایجان دیگر خیرآبادی هوای من را داشت

دیگر بعد از طلای جام علی اف، برای مسابقات جهانی ۲۰۱۰ انتخاب شدم. بدنم عالی بود و خیلی خوب تمرین می کردم. سامان طهماسبی هم رفته بود برای آذربایجان کشتی بگیرد و جمشید خیرآبادی دیگر خیلی بیشتر از قبل هوای من را داشت، اخلاقی هم که انتخاب نشده بود و آقا ایرج(اسفندیاری فر) خیلی کمکم می کرد و مورد حمایت بنا هم بودم. اختلاف فنی ام با رقبایم واقعا زیاد بود. این بود که همه چیز دست به دست هم داد تا در بهترین شرایط عازم مسابقات جهانی شوم.

* از دست دادن مسابقات قهرمانی جهان ٢٠١٠

عازم مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۱۰ در مسکو شدیم. در سالن مسابقات بودم که محمد بنا آمد گفت پاشو مسابقه نداری! گفتم خب خدا را شکر دور اول قرعه استراحت دارم. قشنگ یادم می آید ۶، ۷ کیلو وزن کم کرده بودم و بعد از وزن کشی داشتم کیک می‌خوردم، بنا هیچی نگفت، فرشاد علیزاده آمد جلو و گفت"داداش خوردی به حریف اسراییلی". برای یک ورزشکار در طول دوران حرفه‌ای، مصدومیت پیش می‌آید، روی یکی نظر کادر فنی نیست، یکی به قرعه بد می‌خورد، اما من همه اینها را دیدم.

*می‌خواستند شکمم را پاره کنند!

گفتم دلم درد می‌کند. آزمایش آپاندیس گرفتند. دکتر روس گفت باید جراحی کنیم و آپاندیس را دربیاوریم، من به پزشک‌مان گفتم دکتر این‌ها چه می‌گویند؟ می‌خواهند شکمم را پاره کنند. گفتم بابا من را از اینجا ببرید. آمبولانس آوردند، آمپول به بازوی من زدند، یکی فشارم را چک می‌کرد، دیگری خونم را می گرفت. لباس اتاق عمل به من پوشاندند. ترسیده بودم و فقط می‌گفتم جان مادرتان نگذارید شکمم را پاره کنند، خلاصه اینکه این مسابقات هم این‌گونه تمام شد.

*کشتی گیرانی که روی سکوی جهانی رفتند را برده بودم

چیزی که من را خیلی بیشتر ناراحت کرد این بود که فردای آن روز دیدم کشتی گیر کوبایی که ۲ ماه قبل او را شکست داده بودم به فینال رسید و الکسی میشین که سوم شد را هم برده بودم. دیگر خیلی بیشتر اذیت شدم. 

مصاف نعمت پور با سامان طهماسبی در فینال قهرمانی جهان

*بعد از جهانی فقط هدایتی یک پژو ۲۰۶ به من هدیه داد

آمدیم بنا گفت ناراحت نباش دو ماه دیگر بازی های آسیایی است. خلاصه به بازی های آسیایی رفتم و خدا را شکر من، نوروزی، مرحوم بابک قربانی و سعید عبدولی، ۴ طلا گرفتیم. بعد بازی های آسیایی به جام جهانی ۲۰۱۱ بلاروس رفتم، آنجا سلیم اف بلاروس که همان سال قهرمان جهان شد، هرناندز کوبایی که نقره و برنز جهان داشت و لی کره ای که در فینال بازی های آسیایی برده بودم را شکست دادم. از جهانی مسکو که برگشتیم حتی فدراسیون اسم من را در لیست ندادند تا من هم جایزه بگیرم! فقط آقای هدایتی به من هم مثل مدال آوران یک خودروی پژو ۲۰۶ هدیه داد.

* فکر می کردم حبیب اخلاقی در جهانی بهتر نتیجه بگیرد
برج ۶ که مسابقات جهانی رفتم، برج ۸ به بازی های آسیایی اعزام شدم و برج ۱۱ هم به جام جهانی رفتم، دیگر فیکس تیم ملی شده بودم. ۴ یا ۵ مرحله اردو آمدیم، برج ۲ یا ۳ بود که حبیب اخلاقی به اردو اضافه شد، من هم واقعا چند مسابقه سنگین رفته بودم و در ۷ یا ۸ مرحله اردو بودم، هم خسته شده بودم و هم انگیزه لازم را در آن مقطع نداشتم، به جام حیدرعلی اف اعزام شدیم که آنجا حبیب من را برد و به مسابقات جهانی اعزام شد. شرایط حبیب از من بهتر بود و فکر می کردم در جهانی خیلی بهتر نتیجه بگیرد اما از دور مسابقات کنار رفت.

*نمایش بد در گزینشی المپیک لندن نقطه کور زندگی من بود

پس از مدتی دوباره وارد اردو شدیم، یکی دو تورنمنت رفتیم (توضیح ایسنا: نعمت پور و اخلاقی هر دو به تورنمنت باکو اعزام شدند که اخلاقی قهرمان شد و نعمت پور به عنوان پنجمی رسید، سپس در ادامه نعمت پور به تورنمنت پیت لاسینسکی رفت و نهم شد). نقطه کور کشتی من که هیچوقت آن را گردن کسی نمی اندازم همین یک جا بود، من را به مسابقات گزینشی المپیک در قزاقستان فرستادند که من در آنجا به گاجیف قزاق باختم، هر چند تورلیخانوف خیلی نفوذ کرد اما من باید خیلی بهتر کشتی می گرفتم. به هر حال پنجم شدم و سهمیه را از دست دادم. ۴۰ روز بعد حبیب اخلاقی به گزینشی المپیک در چین اعزام شد و توانست سهمیه المپیک ۲۰۱۲ را کسب کند.

*بنا گفت حبیب گزینه اولم برای المپیک است

قبل از المپیک لندن من را به جام جهانی روسیه فرستادند که سوریان، نوروزی، عبدولی و کل تیم حضور داشتند. من آنجا با طهماسبی، سلیم اف و... کشتی گرفتم و در ۵ مبارزه ام به پیروزی رسیدم و عملکرد خیلی خوبی داشتم. بعد که به اردو بازگشتیم دوباره متوجه شدم نگاه ها به من تغییر کرده است و هیچکس من را نگاه هم نمی کند. با بنا صحبت کردم و گفتم جریان چیست؟ گفت اسم تو و حبیب اخلاقی را به کمیته المپیک دادیم اما گزینه اول از نظر ما برای المپیک حبیب است.

*از خدایشان بود اردو را ترک کنم

۴۰ تا ۵۰ روز به المپیک مانده بود و من باید در اردو می ماندم اما به نظر خودم کار خوبی نبود چرا که خدایی ناکرده دوست نداشتم حتی یک لحظه به ذهنم خطور کند و چشمم دنبال این باشد که حبیب آسیب ببیند و به این صورت من شاید به المپیک بروم. بنابراین اردوی تیم ملی را ترک کردم. البته آن ها هم از خدایشان بود که بروم. فقط آقا جمشید آمد یک کم گفت بمان، سیب تا به زمین برسد هزار چرخ می خورد که قبول نکردم و رفتم. در المپیک ۳ طلا بدست آمد اما در وزن من حبیب اخلاقی باز هم به حریف کوبایی باخت.

* در جام جهانی باز هم الکسی میشین را شکست دادم
بعد از المپیک به مسابقات دانشجویان جهان رفتم که طلا گرفتم، بعد در جام جهانی تهران در فینال ۵ بر ۲ به روسیه باختیم که من بعد از ۴ باخت متوالی توانستم با شکست الکسی میشین، اولین برد را برای ایران بدست بیاورم.

مصاف طالب نعمت پور با الکسی میشین

*حریفم در تمرینات به عمد انگشتم را شکست تا به آسیایی برود!

بعد از حضور در جام جهانی، به اردو بازگشتیم و در جریان تمرینات، یکی از کشتی گیران به عمد انگشت دستم را شکست تا بتواند راحت به مسابقات آسیایی برود اما من هم لج کردم و گفتم با همین انگشت شکسته خودم به آسیایی می روم و مشکلی ندارم! رفتم و آنجا به مدال برنز رسیدم.

* در شرایط خیلی بد فدراسیون برای جهانی آماده می شدیم

بعد از آن انتخابی تیم ملی بود که من، قیطاسی، کریم فر، نوری و عابدین زاده بودیم که قیطاسی، عابدین زاده و نوری را بردم. عابدین زاده در مبارزه با سر به ترقوه من زد و متورم شد، در فینال ۲ از ۳ باید با حسین نوری می گرفتم که پزشکان گفتند آسیب دیدگی داری و کشتی نگیر، در حالیکه به لحاظ فنی از حسین نوری جلوتر بودم و در مسابقه صبح او را شکست داده بودم. آمدیم حسن حسین زاده آمد بالای سر ما و ۴، ۵ ماه دور دریاچه تمرین یا روی تشک تا ۱۰ شب بمان و صبح زود ساعت ۶ از خواب بلند شو و تمرینات سخت و طاقت فرسا آن هم در آن شرایط بسیار بد فدراسیون که مرحوم خطیب حضور داشت.

*با شکست سامان طهماسبی در فینال به طلای جهان رسیدم

آن موقع حبیب اخلاقی نبود و بنا هم رفته بود و چمن گلی آمده بود. خلاصه رفتیم مسابقات جهانی ۲۰۱۳ که من ۵ کشتی گرفتم. در فینال سامان طهماسبی را بردم و طلای جهان را گرفتم، در نیمه نهایی حمزتوف بلاروس که برنز جهان و المپیک را داشت را شکست دادم و جانیکوفسکی لهستانی که برنز المپیک و نقره جهان داشت را بردم.

نعمت پور بر سکوی قهرمانی جهان

*بنا سرم کلاه گذاشت!

از جهانی بوداپست که برگشتیم، بعد از یکی دو ماه در تصادف تاندون های دستم پاره شد و کارم به اتاق عمل کشیده شد. ۳ ماه دستم در آتل بود. بعد که پیش دکتر رفتم دستم توان حرکت نداشت، شروع به فیزیوتراپی کردم که محمد آقا سرم کلاه گذاشت(با خنده) و گفت با همین وضعیت بیا اردو و بازی بازی کن. آمدم یک ماه در اردو بودم اما دستم کامل حرکت نمی کرد، با همان وضعیت و حدود ۶ ماه پس از کسب طلا در مسابقات جهانی به جام زومباتلی مجارستان رفتم و آنجا هم به مدال طلا رسیدم. حبیب هم وزنش تغییر کرده بود و به لحاظ تیمی وضعیتمان بهتر شده بود.

*هم تیمی ام به من داروی دوپینگ داد

از تورنمنت مجارستان که برگشتم احساس کردم دچار ضعف بدنی شده ام. اواخر اسفند بود، همان دوستی که در تمرینات به عمد انگشت من را شکسته بود به وزن ۹۶ کیلوگرم رفته بود و من هم دیگر مثل سابق حساسیتی روی آن فرد نداشتم. در اردو اتاق او بغل اتاق من بود و ارتباطش با من نزدیکتر از قبل شده بود، در صحبت هایم به او گفتم که دچار ضعف بدنی شده ام او هم دارویی به من داد و گفت من این دارو را قبلا مصرف کردم و به آسیایی رفتم و ۱۰ روز بعد مصرف تست دادم و مشکلی نبود. عجیب اینکه من هم به حرف های او اطمینان کردم و دارو را یکبار مصرف کردم.

استقبال از نعمت پور در کوهدشت پس از قهرمانی جهان

* سوریان زنگ زد گفت از فلانی دارو گرفته‌ای؟

بعد که از اردو رفتم، حمید سوریان به من زنگ زد و گفت طالب از فلانی دارو گرفتی، من هم جواب دادم آره، چطور مگه؟ گفت خدا کند مشکلی برایت ایجاد نشود. من هم فقط یک بار مصرف کرده بودم و با حرف های سوریان دیگر ترسیدم و مصرف نکردم. بعد این ماجرا گذشت و آقای بنا وقتی تیم از آسیایی برگشت بخاطر دخالت های شورای فنی در انتخاب نفراتی که مد نظر او نبود، نزدیک جام جهانی، قهر کرد و رفت، بچه های تیم ملی هم در حمایت از او اردو را ترک کردند. به هر حال با وساطت عزیزی و بابک و فدراسیون، بچه ها به اردو بازگشتند. خود من هم واسطه شدم و با حمید و امید و افشین صحبت کردم و آن ها را راضی به بازگشت به اردو کردم. البته نظر بنا هم قهر بچه ها نبود و به آن ها گفت شما کاری با این کارها نداشته باشید و کار خودتان را بکنید.

* آقا رسول گفت تست دوپینگ تو مثبت شده است

مسابقات قرار بود ۲۷ اردیبهشت برگزار شود، من هم دو دو تا ۴ تا کردم پیش خودم گفتم ۲ ماه و یکی دو روز از زمان مصرف آن دارو که آن فرد به من داده بود گذشته و قطعا اگر از من تست بگیرند هیچ مشکلی وجود ندارد. از لحاظ بدنی هم در وضعیت خیلی خوبی نبودم چرا که پیک کارم را برای بازی های آسیایی اینچئون و مخصوصا مسابقات جهانی ازبکستان گذاشته بودم. با همین تصور آمدم و در جام جهانی کشتی گرفتم و تست هم دادم.
۱۰ یا ۱۲ روز بعد در اردو بودم که از دفتر آقا رسول(خادم) زنگ زدند و گفتند آقا رسول با شما کار دارد. وقتی به دفتر او رفتم به من گفت مشکل تست دوپینگ برایت بوجود آمده، گفتم چه دارویی که گفت فلان دارو، جعبه دارویی که هم تیمی ام به من داده بود را نگاه کردم دیدم دقیقا همان دارویی است که تست من را مثبت کرده است!

*زندگی‌ام نابود شد

دیگر زندگی ورزشی ام نابود شد و با خاطره خیلی بدی از ورزش رفتم. ابتدا ۲ سال محروم شدم، از زمان محرومیت اول من در سال ۲۰۰۳ بیشتر از ۱۰ سال گذشته بود و طبق قانون مرتبه دوم شامل ۲ یا ۴ سال محرومیت می شد. در داخل برخی ها شیطنت کردند و در حالیکه ۱۵ یا ۱۶ ماه از محرومیت من گذشته بود، نامه ای به من رسید که ۲ سال محرومیتم به محرومیت مادام العمر تبدیل شده است. خب اگر قرار بود محرومیت مادام العمر باشد چرا اتحادیه جهانی همان ابتدا این حکم را نداد و در شرایطی که اواخر محرومیتم بود این تصمیم را گرفت؟

*آن کشتی گیر دارو دادن را گردن نگرفت

وقتی به آن آقا که دارو را به من داده بود زنگ زدم و گفتم تست من مثبت شده، فکر کرد دارم صدایش را ضبط می کنم یا می خواهم از او حرف بکشم، اصلا این ماجرا را گردن نگرفت و کلا منکر آن شد. جالب این بود آن کشتی گیر که به من دارو داده بود آن زمان به وزن بالاتر رفته بود، وقتی من محروم شدم دوباره به وزن پایین تر بازگشت و کادر فنی تیم ملی هم به او جایزه داد و او را به مسابقات فرستاد.

*من را به پایین دره پرتاب کردند

زندگی ورزشی ام سربالایی خیلی سختی داشت اما با هر سختی که بود به جایی رسیدم که می خواستم مدال هایم را تکرار کنم و مدال المپیک بگیرم اما من را به یکباره از آن بالا به پایین دره پرتاب کردند.

*یک جاهایی به خودم کمک نکردم

محرومیت در ۱۸ سالگی وقتی هیچ علم و آگاهی نداشتم، ماجراهای سربازی، عمل جراحی قبل از مسابقات جهانی، اینکه کادر فنی روی تو نظر نداشته باشند و در تیم ملی هیچ کس را نداشته باشی و خط بخوری، قرعه مقابل اسراییل در مسابقات جهانی در شرایطی که در بهترین وضعیت بدنی بودم، اینکه یک جاهایی خودم به خودم کمک نکردم، مربی بالای سرم نبود، اینکه اعتماد به یک هم تیمی این بلا را سرم آورد، به هر حال همه چیز دست به دست هم داد تا به آنچه می خواستم نرسم، محرومیت آخر واقعا تلخ ترین خاطره زندگی ام بود. تا چند سال حال خوبی نداشتم، خیلی اذیت شدم، از دانشگاه فاصله گرفتم، از جامعه کشتی همینطور، کارم را داشتم از دست می دادم، زندگی روز مره ام دچار مشکل شده بود، به خیال ۲ سال محرومیت قصد بازگشت داشتم اما بعد از ۱۶ یا ۱۷ ماه به محرومیت دائم تبدیل شد.

استقبال از نعمت پور در کوهدشت پس از قهرمانی جهان

* پیش خودم گفتم حداقل زندگی ات را نگه دار

بعد از مدتی به خودم گفتم ورزش که تمام شد، حداقل زندگی ات را از دست نده. آمدم تشکیل خانواده دادم، به بحث های اقتصادی ورود کردم، بعد با تیم ایران مال و بیمه رازی به عنوان مدیر فنی ۷ سال قهرمان لیگ شدیم و به بچه ها به لحاظ مالی خیلی کمک شد و به من هم مخصوصا از لحاظ روحی کمک زیادی شد. جا دارد از تک تک اعضای تیم و مخصوصا آقای انصاری که حامی اصلی همه ما بود تشکر کنم.

* دبیر و سوریان باعث شدند محرومیت دائمی به ۸ سال تغییر کند

بعد با ورود دکتر دبیر و حمید سوریان به بدنه فدراسیون و از آنجا که شرایط من را می دانستند و مخصوصا حمید که در جریان ریز اتفاقات بود، خیلی پیگیر شدند و محرومیت مادام العمر من را با رایزنی به ۸ سال کاهش دادند که این محرومیت ۲ ماه دیگر به طور کامل تمام می شود و دیگر مشکلی برای مربیگری و فعالیت در کشتی نخواهم داشت.

*بابک قربانی را خیلی دوست داشتم

بدترین ها و بهترین ها را خدا باید قضاوت کند اما خدا بیامرز بابک قربانی را خیلی دوست داشتم. خدا رفقایمان را نگه دارد همه آن ها را دوست دارم، حمید سوریان، افشین بیابانگرد، فرشاد علیزاده ، محمد برادر بابک همه را دوست دارم اما ارتباطم با خدابیامرز بابک خیلی نزدیک بود و ارتباط عاطفی داشتیم اما سرنوشت خیلی تلخی برایش رقم خورد. بابک واقعا بی نظیر بود. با اینکه از من به لحاظ سنی کوچکتر بود اما خیلی چیزها از او یاد گرفتم.

*آن ها که به من بد کردند را به خدا واگذار کرده‌ام

آن ها هم که خوب نبودند و با من بد تا کردند را به خدا واگذار کردم. زندگی من را به بازی گرفتند، نمی دانم چرا با من این کارها را کردند؟ مگر می شود کسی با نقشه و ترفند نزدیکت شود، رفاقت کند و این بلا را سر آدم در بیاورد؟

*با آن تجربه نباید حتی از برادرم نیز دارو می گرفتم

مرتبه اول که این بلا سرم آمد واقعیت این بود که علم و آگاهی نداشتم اما دومین بار چوب اعتماد کردنم را خوردم. من نباید در آن سن و سال و با آن پختگی حتی از برادرم هم دارو می گرفتم. ۸ سال گذشت، تاوانش را دادم، مدال هایی که می توانستم بگیرم را از دست دادم، حرف شنیدم، لکه در زندگی ورزشی ام افتاد، همه را تحمل کردم و گردن هیچ کس هم نینداختم و هیچ وقت حرفی نزدم، همیشه گفتم خودم اشتباه کردم. الان هم چون دیگر محرومیتم در حال تمام شدن است برای اولین بار واقعیت ها را گفتم.

*من تنهاتر از همه رقبایم بودم

سطح فنی ما در ۸۴ کیلو انقدر به هم نزدیک بود که خیلی اوقات محمد بنا هم دچار تردید می شد. من یکسری فاکتور داشتم و حبیب اخلاقی هم یکسری قابلیت های دیگر داشت. قابلیت های جفتمان خوب بود اما من تنهاتر و غریب تر از همه رقبایم بودم.

استقبال از نعمت پور در کوهدشت پس از قهرمانی جهان

*در اردو با عبدولی درگیر شدم
در اردوها از این اتفاقات و درگیر های گاهی رخ می داد اما همیشه کنار هم بودیم و بیشتر بینمان محبت بود. داشتیم بسکتبال بازی می کردیم که با سعید عبدولی درگیر شدیم.

* ۲ ماه دیگر محرومیتم تمام می شود

۲ ماه دیگر محرومیتم تمام می شود. از سال گذشته دکتر دبیر خیلی تمایل دارد که وارد عرصه مربیگری شوم. در بحث انستیتو و مدرسی در شهرستان ها کمک می کردم. بعد آقای دبیر پیشنهاد داد باشگاه امجدیه را راه بیندازیم که قبول کردم و شروع به کار کردیم. آرام آرام به بحث کمیته فنی ورود کردم و باید ببینیم در آینده چه پیش می آید. فعلا چیزی مشخص نیست اما بین خودمان صحبت هایی برای بحث مربیگری انجام شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۴۰۰ساعت   توسط khavari  | 

فوری/ سقوط یک هواپیمای جنگنده در تبریز+ جزئیات و تصاویر

کدخبر: 477741۱۴۰۰/۱۲/۰۲ - ۰۹:۵۰

روابط عمومی پایگاه دوم شکاری شهید فکوری تبریز از سقوط هواپیمای جنگنده در تبریز خبر داد و اعلام کرد: علت این سانحه در حال بررسی است.

فوری/ سقوط یک هواپیمای جنگنده در تبریز+ جزئیات و تصاویر

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از تسنیم، روابط عمومی پایگاه دوم شکاری شهید فکوری تبریز از سقوط هواپیمای جنگنده در تبریز خبر داد و اعلام کرد: این هواپیمای جنگی در داخل سالن ورزشی شهید علیپور واقع در بلوار منجم سقوط کرده است.

براساس این گزارش،  علت این سانحه در حال بررسی است و هنوز جزئیات کاملی از این سانحه اعلام نشده است.

این هواپیما متعلق به پایگاه دوم شکاری شهید فکوری تبریز است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اسفند ۱۴۰۰ساعت   توسط khavari  |